زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

آخرین مطالب

نویسندگان

۶۰ مطلب توسط «طیبین» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم 

بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین فصل سوم 

امیر المومنین 

وجود امیر المومنین (ع) از جهات متعدد و در شرایط گوناگون، برای همه نسل های بشر، یک درس جاودانه و فراموش نشدنی است؛ چه در عمل فردی و شخصی خود، چه در محراب عباتدش، چه در مناجاتش، چه در زهدش، چه در محو و غرق شدنش در یاد خدا و چه در مبارزه اش با نفس و شیطان و انگیزه های نفسانی و مادی. یعنی امام علی (ع) یک الگو برای هر فرد و یک جامعه میباشد. 

بزرگترین خصوصیت او تقواست. نهج البلاغه او کتاب تقواست و زندگی او راه و رسم تقواست. آیه میگوید: در میان مردم کسانی هستند که جان خودشان را، وجود خودشان را، یعنی عزیزترین سرمایه ای که هر انسان دارد، این سرمایه عزیز انحصاری غیر قابل جبران_ که اگر این را دادی دیگر به جای این چیزی نمی آید_ بعضی ها همین سرمایه را، همین موجودی را یک جا می دهند برای اینکه خوشنودی خدا را به دست بیاورند، فقط همین. یعنی زندگی خود را فقط برای خدا و راه خدا میدانستند و جانشان را در همین راه میدادند.

دوران سکوت و همکاری 

بعد از آنی که دوران پیغمبر به سرآمد و رسول اکرم رحلت کردند، سخت ترین دوران های زندگی امیر المومنین در این سی سال بعد از رحلت پیغمبر، شروع شد؛ سخت ترین روز های پیغمبر آن روز ها بود. آن روزی که پیغمبر عزیز و بزرگوار بود و می رفتند در سایه او مجاهدت میکردند، مبارزه میکردند که روز های شیرینی بود، روز های خوبی بود. روز های تلخ،روز های بعد از رحلت پیغمیر است که روز های که روز هایی است که گاه گاه قطعات فتنه، افق دیدها را آن چنان مظلم می کرد که که قدم از قدم نمی توانست بردارند آن کسانی که می خواستند درست قدم بردارند. در چنین شرایطی، امیر المومنین بزرگترین امتحانات ایثار را داد.

اقتدار، مظلومیت و پیروزی در زندگی امیر المومنین 

در شخصیت، زندگی و شهادت این بزرگوار، سه عنصر که ظاهرا با یکدیگر چندان هم سازگاری ندارند، جمع شده است. این سه عنصر عبارت است از: اقتدار، مظلومیت و پیروزی.

در همه آثار اسلامی، ما دو نفر را داریم که از آنها به ((ثار الله)) تعبیر شده است. در فارسی، ما یک معادل درست و کامل برای اصطلاح عربی ((ثار)) نداریم. وقتی کسی از خانواده ای از روی ظلم به قتل می رسد، خانواده مقتول صاحب این خون است، این را ثار میگویند و آن خانواده حق دارد خونخواهی کند. اینکه می گویند خون خدا، تعبیر خیلی نارسا و ناقصی از ثار است و درست مراد را نمی فهمانند. پس ثار یعنی قتل از روی ظلم از یک خانواده به طوری که یک آن خانواده می توانند درخواست خونخواهی کنند. 

 

اگر بخواهیم جمع بندی کنیم، این باید عرض کنیم که دوران این حکومت، دوران یک حکومت مقتدرانه و در عین حال مظلومانه و پیروز بود. یعنی هم در زمان خود توانست دشمنان را به زانو دربیارد، هم بعد از شهادت مظلومانه اش، در طول تاریخ توانست مثل مشعلی بر فراز تاریخ باشد. البته خون دل های امیر المومنین در این مدت، جزو پر محنت ترین حوادث و ماجرا های تاریخ است. 

پایان!

یا الله 

یاحق، یاعلی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۲:۱۲
طیبین

بسم هو الرحیم

 

وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

 

 

ساعت 11 شب:

مربی: سلام پسرک چخبر

گجله: سلام، عه رسیدی یاد ما افتادی؟

مربی:خوبی؟ من همیشه به یادت هستم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۰۰ ، ۱۶:۵۳
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم 

بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین فصل دوم

 

 

امامت

امامت، یعنی همان اوج معنای مطلوب اداره جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریت های جامعع که از ضعف ها و شهوات و نخوت(تکبر) و فزون طلبی انسانی سرچشمه میگیرد.

واژه امامت _که در اصل به معنای مطلقِ پیشوایی است_ در فرهنگ اسلامی بیشتر بر مصداق خاصی از آن اطلاق میگردد و آن، پیشوایی و رهبری در شئون اجتماعی است؛ چه فکری و چه سیاسی.

این نکته گفتنی است که آمیختگی سه مفهوم ((رهبریِ سیاسی))، ((آموزش دینی)) و ((تهذیب روحی)) در خلافت و حکومت اسلام _ که امامت و حکومت اسلام را دارای سه جنبه و سه بُعد قرار داده است؛ چنان که بعضی از متفکران برجسته این زمان به درستی بیان کرده اند_ ناشی از آن است که اسلام در اصل، این سه جنبه را از یکدیگر تفکیک نکرده و به عنوانِ برنامه ای از این سه جهت، بر انسان عرضه شده است. پس پیشوایی امت نیز نیز به معنای پیشوایی در این سه جهت است و شیعه به دلیل همین گستردگیِ معنای امامت است که عقیده دارد امام باید از طرف خدا تعیین شود.

چهارده دوره جریان امامت

جریان امامت، از نخستین روز پس از رحلت پیامبر _ماه صفر سال یازده هجری_ پدید آمد و تا سال وفات امام حسن عسکری _ماه ربیع الاول سال دویست و شصت هجری_ در میان جامعه مسلمانان ادامه یافت. در این مدت، امامت به طور تقریبی چهارده دوره را گذرانید و هر دوره با ویژگی هایی از لحاظ موضع گیری امامان در برابر قدرت های مسلط سیاسی.

ائمه در میانِ توفانِ سختِ این حوادث، هوشمندانه و شجاعانه تشیع را همچون جریانی کوچک اما عمیق و تند و پایدار از لابه لای گذرگاه های دشوار و خطرناک گذراندند. و خلفای اُموی و عباسی در هیچ زمان نتوانستند با نابود کردن امام، جریان امامت را نابود کنند. و این خنجرِ بُرّنده همواره در پهلویِ دستگاهِ خلافت، فرورفته ماند و به صورت تهدیدی همیشگی، آسایش را از آنان سلب کرد.

پایان فصل دوم.

یاعلی!

یاحق!

یا الله!

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۱۰
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین (ع)

 

فصل اول: پیامبر اعظم (ص)

کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویق نشد. چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش و گردن کشان، با اخلاق های خشن و دست های قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانت ها را تحمل کرد، سختی ها و رنج ها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۰۰ ، ۲۲:۰۱
طیبین

بسم الله ذی المعارج

تحلیلی بر بیانیه گام دوم

گام دوم، بیانیه‌ای است خطاب به مردم ایران به ویژه جوانان برای ورود به دومین مرحله انقلاب و رسیدن به آرمان‌های اصلی انقلاب است که بزرگترین هدف و آرمان انقلاب بی‌شک ایجاد شرایط مناسب برای ظهور ولایت عظمی(ارواحنافداه) خواهد بود.

 

از بزرگترین ویژگی‌های انقلاب این است که با قیام خود در برابر ظلم و موفقیت به تغییر حکومت توانست آرمان‌ها و اهداف خود را حفظ کند؛ گرچه شاید با اهداف آرمانی خود فاصله داشته باشد که این فاصله با امید خداوند در گام دوم این فاصله کمتر خواهد شد.

 

انقلاب اسلامی نهضتی دینی است که در میان جهان مادی شرق و غرب طلوع کرد و ویژگی‌های زیر را با خود به همراه آورد:

 

  • انقضاناپذیری شعار‌های انقلاب اسلامی به این دلیل که با فطرت انسان‌ها و گرایشات نیک آنها همچون عدالت، استقلال و ... خو گرفته است.
  • انعطاف‌پذیری و آمادگی برای اصلاح خطا‌های خود
  • دفاع از بنیاد و نظریه نظام انقلابی تا ابد
  • پایبند به اصول انقلاب
  • مقتدر اما مظلوم
  • آغاز نکردن هیچ هجوم و حمله‌ای
  • مدافعی محکم و با قدرت

 

انقلاب اسلامی با تمام این ویژگی‌ها هنوز از آرمانهایش فاصله دارد و قطعا این فاصله بین باید‌ها و واقعیت‌های این انقلاب انکارناپذیر است اما این فاصله قابل طی شدن است؛ هانگونه که در طول این چهل سال بار‌ها طی شده و قطعا در این گام دوم این مسیر با سرعت بیشتری طی می‌شود. و اگر الان این انقلاب را با انقلاب‌های دیگر مانند انقلاب فرانسه و اکتبر شوروی مقایسه شود متوجه خواهیم شد که دراین چهل سال و با وجود مشکلات طاقت‌فرسا، جمهوری اسلامی پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته است که همه اینها با اصل «ما می‌توانیم» ممکن شد که از برکات آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

  • ثبات امنیت و حفظ تمامیت ارضی که نمونه آن را در جنگ هشت‌ساله و پشتیبانی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و شرقی‌ها از رژیم بعث، یک وجب از خاک ما به دست بیگانگان نیافتاد.
  • موتوری پیشران برای کشور در عرصه علم و فناوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی؛ که اکنون شاهد هزاران شرکت دانش بنیان  و واحد دانشگاهی و کسب رتبه اول در زمینه‌های نانو، زیست‌فناوری و ... هستیم.
  • به اوج رسیدن مشارکت مردم و مسابقه خدمت‌رسانی و اکنون حضور مردم را در عرصه‌های مختلف مثل انتخابات شاهد هستیم.
  • ارتقا شگفت‌آور بینش سیاسی آحاد مردم که به با ظهور انقلاب اسلامی فهم سیاسی و تحلیل مردم درباره مسائل بین‌المللی مثل جنایات غرب و آمریکا و مظلومیت فلسطین افزایش یافت.
  • سنگین کردن کفه عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور؛ که در تاریخ هم هست که قبل از انقلاب تمای امکانات رفاهی در تهران یعنی پایتخت متمرکز بود و سایر نقاط کشور حتی از امکانات ابتدایی هم محروم بودند که با ظهور انقلاب تحولات شگرفی به وجود آمد به طوری که اکنون اکثر روستا‌ها و مناطق محروم به برکت انقلاب از امکانات و تجهیزات مناسبی برخوردار شد. که البته هنوز هم عدالت کامل و حکومت علوی که ایده‌آل جمهوری اسلامی پدید نیامده ک انشاالله به آن خواهیم رسید
  • افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی اجتماع که این اتفاق را رفتار و اخلاق امام خمینی(ره) بیش از هرچیزی رواج داد.
  • ایسادگی روزافزون در برابر قلدران و مستکبران جهان که این انقلاب از ابتدا به مبارزه با زورگویان و مستکبران و در راس آنها آمریکا پرداخت و در ابتدا دستنشانده آمریکایی‌ها را از کشور بیرون کرد و تا امروز به مبارزه و دفاع از مظلومان جهان پرداخت.

 

با این همه برکات که انقلاب اسلامی به ارمغان آورد، همچنان راهی در پیش داریم (که البته به سختی گذشته نیست) تا به آرمان‌های بلند نظام جمهوری اسلامی برسیم. و شاید روش‌ها در برخی از کار‌ها عوض شده باشد اما نیت همان است؛ همانطور که در گذشته چالش مستکبران جلوگیری از نفوذ سلاح به ایران بود و اکنون چالش جلوگیری از خروج تسلیحات از ایران است، و یا اگر ما در گذشته در این تلاش بودیم تا دست دشمن را از نفوذ به کشور خلاص کنیم اکنون در تلاشیم تا دست دشمن را از این جهان رها کرده و رژیم صهیونیستی را محو کرده و تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان کنیم! و هدف همواره مبارزه با دشمن بوده است...

اما با رسیدن به گام دوم و ورد به دوره جدید، جوانان، محور تحقق نظام پیشرفته‌ی اسلامی خواهند بود و آنها باید با توکل بر خدا پا به عرصه میدان گذاشته و با عبرت از گذشته و با نگاه و روحیه جهادی و انقلابی و با استفاده از ظرفیت‎‌های طبیعی و انسانی ایران عزیز را آباد و الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی کنند.

 

و اما توصیه‌ها:

  • علم و پژوهش: با استفاده از دانایی  با تکیه بر توانایی می‌توان پیشرفت های چشمگیر علمی در جهان داشت که اکنون شاهد بسیاری از آنها هستیم.
  • معنویت و اخلاق: معنویت یعنی برجسته کردن ارزش‌های معنوی همچون ایثار،ایمان و ... در خود و در جامعه است و اخلاق هم به معنای رعایت فضائلی مثل راستگویی، شجاعت و ... است. این دو با هم جهت دهنده همه فعالیتهای فردی و اجتماعی خواهند بود. که نیاز اصلی جامعه است. البته برای رشد این اخلاق و معنویت ملزماتی نیاز است که شامل: 1. جهاد و تلاش و 2. منش و رفتار اخلاقی است
  • اقتصاد: اقتصاد یک نقطه کلیدی و تعیین کننده است. و می‌تواند نقطه قوتی برای یک کشور باشد. البته باید توجه داشت که اقتصاد هدف نیست که وسیله است. و اقتصاد جمهوری اسلامی دچار چالش‌هایی است: چالش بیرونی که تحریم و وسوسه‌های دشمن است و چالش درونی عبارت است از عیوب ساختاری و ضعف‌های مدیریتی است و مهمترین عیوب وابستگی اقتصاد به نفت است. و باید توجه داشت که حل مشکلات با زانو زدن در برابر مستکبران حل نمی‌شود که همه راه حل ها در درون کشور است.
  • عدالت و مبارزه با فساد: این دو لازم و ملزم یکدیگرند و بدون هم بی‌معنا خواهند شد. امروزه فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی به مشروعیت کشور ضربه می‌زنند.
  • استقلال و آزادی: استقلال ملی به معنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی و قدرت‌های ستمگر جهان است. و آزادی یعنی حق تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه افراد جامعه است.
  • عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: ای سه شاخه‌ایی از اصل « عزت، حکمت، مصلحت» در روابط بین‌الملل است.
  • سبک زندگی: تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در میان ایرانیان زیان‌های جبران‌ناپذیر اخلاقیف و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملت ما زده است.که درمان و مقابله با آن جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه می‌طلبد.

 

در پایان چشم امید این ملت به ما جوانان و نوجوانان است که با توکل بر خدا و زیر سایه ولایت فقیه، نظام اسلامی را تا ظهور موعود آسمانی (ارواحنا فداه) گسترش دهیم.

پس بسم‌الله...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۵۱
طیبین

بسم الله ذی المعارج

خلاصه کتاب مسئولیت و سازندگی

مسئولیت و سازندگی کتابی است از استاد صفائی حائری که در آن به روش های تربیتی  می‌پردازند که کتابی شیرین و گاهی اوقات هم سخت است.

استاد در ابتدا به توضیحی درباره مسئولیت می‌پردازند که مسئولیت از شناخت‌های ما به وجود می‌آید و به این می‌پردازند که برای شناخت مسئولیت راه‌هایی وجود دارد که شامل:

  1. آزادی از اسارت و هواها
  2. میزان و سنجش ترازو
  3. مشورت
  4. ملاک اهمیت

و در ادامه به شرح و توضیحی در باره هر کدام می‌پردازند:

« آزادی از اسارت ها با شناخت عظمت انسان و شناخت وسعت هستی و شناخت‌های دیر بدست می‌آید و من که تا دیروز اسیر توپ‌ها و عروسک‌هایم بودم امروز از آن‌ها بیزارم؛ چون به وسعتی رسیده‌ام و چون عظمت خود را یافته‌ام و بزرگی خود را شناخته‌ام.»

اما در ادامه به مقوله تربیت می‌پردازند که تربیت از آهن ماشین ساختن و از بشر آدم آفریدن است.

و آدم آن است که از اسارت دنیا رها شده و بزرگی هستی و خداوند را دیده است و اینگونه تربیت معنا می‌یابد. برای تربیت روش هایی وجو دارد:

  1. با شعار‌ها داغ کردن و با تلقین حرارت دادن
  2. شاخ و برگ دادن و در سطح کاویدن
  3. به دوش کشیدن و بغل کردن
  4. کلید‌ها و ملاک‌ها و روش‌ها را بدست دادن و روشنی دادن و ریشه دادن و زنجیر‌ها را باز کردن.

و قطعا مورد آخر اثرگذاری بیشتری نسبت به باقی دارد چرا که....

 

اما مربی! مربی افراد تحت اختیارش را برای محیطی که در نظر دارد، تربیت می‌کند. پدرم مرا برای خانه، استادم مرا را برای جامعه و... اما استعدادهای من فراتر از این است؛ من فرزند هستی‌ام و تا بی‌نهایت ادامه دارم و باید طوری تربیت شوم که تمام این مسیر را طی کنم....

اما در فصل بعد استاد صفائی به روش تربیتی و نظام تربیتی اسلام می‌پردازد، که نظام تربیتی اسلام شامل:

  1. آزادی و تزکیه
  2. تعلیم و آموزش
  3. تذکر و یادآوری
  4. تدبر
  5. تفکر
  6. تعقل

این‌ها روش تربیتی اسلام است.

اسلام با این روش، به انسان کمک می‌کند تا خود را بسازد و به شناخت‌ها، عشق‌ها و حرکت‌هایی دست یابد.

این روش روش مسخ و نابودی انسان نیست که مسبب آزادی اوست، اما انسان صاحب اراده و اختیار است و حق انتخاب دارد...

در ادامه به شناخت و روش‌های شناخت می‌رسیم. روش‌های شاخت شامل:

  1. تخیل
  2. تفکر
  3. تجرد
  4. استدلال و اشراق
  5. آزمایش و آمار
  6. آزمایش و نمونه‌برداری
  7. نظریه و استدلال
  8. شناخت جامع
  9. اصول

است که پیرامون هریک توضیحی اساسی داده شده است.

اما در جهان‌بینی اسلامی؛ جهان بینی یعنی بینش انسان و نگرش او به هستی و انسان و نقش انسان در هستی.

چون که این نوع بینش‌ها بسیار است ما نمی‌توانی اجازه دهیم هر بینشی وارد مغز ما شود که باید با میزان‌ها، روش‌ها و کلید‌هایی که داریم هر کدام را بررسی و پاسدار قلب و مغز خود باشیم.

و از جهان بینی که بگذریم به آرمان‌ها می‌رسیم....هر انسان، آرمان‌هایی دارد که این آرمان‌ها با شناختشان از خود، نیاز‌ها و ضرورت‌ها شکل می‌گیرد. در این بخش به شناخت بزرگترین آرمان می‌رسیم که : « ما در جستجوی مکتبی هستیم که عدالت، آزادی، رفاه و تکامل گام‌های اول آن است و عرفان و آگاهی آن هم، قتلگاه انسان و باتلاق آرام او و عکس‌العمل گشاد بازی‌های سابقش نیست؛ » ، « آرمان‌های اسلامی، احساس‌هایی هستند که با شناخت‌ها گره خورده‌اند و عقیده شده‌اند. ایدئولوژی اسلامی، بسیار گسترده‌تر از برابری، آزادی، رفاه، عرفان و تکامل است. »

از شکل‌ها و شاغول‌ها که بگذریم به روحیه‌ها می‌رسیم. هر کسی را نمی‌توان به یک شکل تربیت کرد که هرکس استعداد‌ها و روحیه‌های متفاوتی دارد. با یک کودک لجوج و یک‌دنده نمی‌توان با خشم و تندرویی برخورد کرد که در این صورت لجاجت و مقاومت او بیشتر خواهد شد.

روحیه‌های انسان به طور کلی به ده دسته تقسیم می‌شوند که البته هر کدام می‌تواند با یکدیگر ترکیب شده و روحیه‌ای جدید روانه بازار کند. این روحیات شامل:

  1. بی شکل و منافق
  2. مغرور و شکل گرفته و سرشار
  3. معاند و لجوج و بی‌اعتنا
  4. متنفر و بدبین و شکاک
  5. مأیوس و رنج‌دیده
  6. پوچ و خسته و دلزده
  7. لیز و دنیازده
  8. سرد و سر در لاک
  9. خونسرد و بی‌رگ و بی‌تفاوت
  10. سست عنصر و ترسو

است که در هر کدام به علل ایجاد روحیه و طریقع برخورد با آن پرداخته می‌شود:

« بارها گفته‌ام که منافق یعنی بی‌شکل؛ یعنی بی‌رو، نه دو رو. منافق مثل آب است، شکل ندارد. به شکل ظرفی استکه در آن قرار می‌گیرید. به شکل محیطی که درآن زندگی می‌کند...»

در فصل آخر به هنگام تربیت می‌پردازد که شامل:

  1. ارزیابی و شناسایی
  2. آشنایی و دوستی
  3. جذب و صمیمیت
  4. زمینه‌سازی است

است که برای شناسایی زمینه‌ها هم می‌توان از راه‌های شناسایی: علامت‌ها، برخورد‌ها و تجربه‌ها و لطافت و نورانیت‌ها استفاده کرد.

 

در آخر هم به عنوان شخصی کم و ناچیز پیشنهاد می‌کنم که حتما کتا برا بخونید آن هم یک بار نه! که با چند بار خواندن هم چیز‌هایی می‌ماند که یادنگرفتی باشی!

راستی اگر کتاب رو خوندی حتما قسمت مرور رو مطالعه کن بهت خیلی کمک می‌کنه:)

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۰۰ ، ۲۲:۵۳
طیبین

بسم الله ذی المعارج

خلاصه کتاب احمدِ احمد

 

کتاب احمدِ احمد خلاصه و داستانی است بر زندگی و مبارزات وی علیه حکومت ظالم شاه.

او در سال 1318 در روستایی در حومه استان تهران به دنیا آمد و در جوی مذهبی رشد کرد. آنها پس از مدتی به اسان تهران مهاجرت کردند و احمد در آنجا به تحصیلاتش ادامه داد و برخلاف سایر اعضای خانواده‌اش تا دیپلم ادامه داد و سپس کنکور داد و در رشته آموزگاری و در درس ورزش شروع به فعالیت کرد.

او اولین تجربه زندان خود را در دوران متوسطه و در اعتراض به تغییر نمره قبولی دانش‌آموزان انجام داد و در دوران نوجوانی‌اش به زندان افتاد.

او پس از آشنایی با امام خمینی(ره) به انجمن حجتیه وارد شد که هدف آن مبارزه با بهاییت بود و در آن زمان احمد و چند نفر از دوستانش به مبارزه با «ادونیست‌های روز هفتم» که جریانی مسیحی بودند و در جهت مبارزه با اسلام فعالیت می‌کردند پرداخت تا اینکه به طور مستقیم و به واسطه برادرش و شهید حاج مهدی عراقی با امام دیدار کرد و پس از اطلاع از نظر امام در این باره از این انجمن کناره گیری کرد. اما با بعضی از افراد انجمن در ارتباط بود. در یکی از از روز ها آقای میرمحمد صادقی که از اعضای انجمن حجتیه بود از او درخواست می‌کند تا با هم به مسجد جعفری بروند. پس از آن او به احمد پیشنهاد ورود به انجمن حزب ملل اسلامی که انجمنی سری و مخفی بوده است را می‌دهد. احمد هم بعد از کمی فکر و استخاره از امام جماعت محل با خیال راحت به انجمن می‌پیوندد. او بعد از چند مدت با انجمن انس می‌گیرد و در هرجا سعی می‌کرد که منافع حزب را در نظر بگیرد ... در ایامی که شرایط ازدواج او مهیا می‌شود حزب لو می‌رود و او توسط مامورین ساواک دستگیر می‌شود و رهبر حزب و همه افراد آن دستگیر می‌شوند و ازدواج او به هم می‌خورد.

او تحت شکنجه‌های ساواک هیچ حرفی نمی‌زند و سخت مقاومت می‌کند و سرانجام محاکمه و به سه سال حبس محکوم میشود که بعد هم تخفیف گرفته و زودتر از موعد آزاد می‌شود.

او پس از آزادی مبارزه را رها نمی‌کند و با سایر اعضا که آزاد شده بودند حزب الله را تاسیس میکنند که سعی می‌کنند احتیاط بیشتری کنند تا مثل حزب لو نروند.

اما سعید محمدی که به خاطر ماموریتی به خارج رفته بود لو می‌رود و به خاطر سیستم پیچیده حزب‌الله فقط رابط او یعنی احمد دستگیر شده و دوباره تحت شکنه‌های سخت ساواک قرار می‌گیرد اما حرفی از حزب‌الله نمی‌زند و در نتیجه حزب‌الله لو نمی‌رود، اما پس از سربازی احمد حزب گرایش‌هایش عوض شده و به همکاری با مجاهدین خلق می‌پردازد و احمد از آن‌ها جدا می‌شود.

او پس از ازدواج به ناچار به سازمان مجاهدین خلق می‌پیوندد و پس از تغییر گرایش سازمان دچار حادثه‌های تلخ و ناگواری می‌شود که انشاالله خودتون ادامه‌اش رو می‌خونید!

احمد احمد الگویی شگفت‌انگیز بود که هرگز از مبارزه دست نکشید و تمام عمرش را وقف مبارزه با شاه و ظلم کرد و پس از زخم ها و معلولیت‌هایی که گرفتارش شد دست از مبارزه نکشید و با تمام تلاش به مبارزه ادامه داد و هرگز بهانه‌ای برای معاف کردن خود نیاورد....

یادمان باشد که از این دست آدم ها در زمان انقلاب کم نبوده‌اند پس قدر این انقلاب را بدانیم!

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۰۰ ، ۱۷:۵۴
طیبین

«بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»


خلاصه کتاب دکل 


کتاب دکل مستند داستانی است درباره گام دوم انقلاب.
اون طور که خود نویسنده تو مقدمه گفته،این کتاب تمام فرازهای بیانیه گام دوم رو شرح و تفصیل نداده اما تمام فرازهای گام دوم رو به شکل پراکنده در متن کتاب جا داده.
بنظر من این کتاب واقعا ارزش خوندن داره اما نه به خاطر جذابیت قلم نویسنده،ناشر و موضوعاتی از این دست؛بلکه به این دلیل که کتاب دغدغه منده.دغدغه خیلی چیز مهمیه که اگر در جامعه و کشور ما مورد توجه قرار بگیره خیلی میتونه تو رشد و بالندگی کشور به ما کمک کنه.
این کتاب دغدغه منده به دلیل اینکه دست گذاشته رو موضوعی که متأسفانه در جامعه ما و مخصوصا در بین نوجوان ها کمتر بهش پرداخته شده در صورتی که بیانیه گام دوم انقلاب خیلی خیلی مهمه.!!!
من این بیانیه رو تشبیه میکنم،به یک مشعل یا فانوس که همیشه باید دست ما باشه و تو تاریکی ها به ما روشنی و جهت بده.من به این اعتقاد پیدا کردم که اگر ما نوجوان ها این مشعل رو به دستمون نگیریم و جلو نریم،یقینا ضربه می خوریم،ضربه خیلی سختی هم می خوریم.
من خواهشی که از دوستان عزیزم دارم اینه که لطفا همه این کتاب رو بخونن و عمیقا رو موضوعات و صحبت های مطرح شده تفکر کنن.
یه نقدی هم به ناشر بکنم این وسط،متأسفانه قیمت کتاب خیلی زیاده و تو این وضعیت گرونی و فشاری که روی خانواده هاست،هفتاد هزار تومان برای یک جلد کتاب واقعا زیاده.من خیلی چیزی درباره صنعت چاپ و نشر نمیدونم،ولی فکر میکنم ناشر میتونست از کاغذهایی که کم قیمت تر و سبک تر هستند استفاده کنه که هم حمل کتاب راحت تر بشه و هم قیمتش بیاد پایین تر.یا حتی میتونست از دولت و یا نهادهایی که در این کار دخیل هستند یارانه بگیره و قیمت کتاب رو متعادل کنه.بگذریم(ولی واقعا امیدوارم یک حرکتی انجام بگیره و این مانع از سر راه برداشته بشه.)
ابتکار عمل نویسنده قابل تقدیر و تحسینه؛ قصه کتاب اینه که یک روحانی به عنوان معلم وارد یکی از شرورترین کلاس های یک دبیرستان میشه،از قضا آنقدر شیطنت های بچه های کلاس زیاد بوده که به آنها لقب اخراجی ها داده بودند.حالا این حاج آقا میخواد با این بچه ها درباره ی انقلاب و نظام صحبت کنه.
یکی دیگر از نکاتی که کتاب رو جذاب کرده شبهاتیه که بچه ها در کلاس مطرح می کنن که اغلب شبهاتیه که تو جامعه دربارش صحبت میشه و ذهن من و شما رو هم مشغول کرده اما حاج آقا خیلی خوب و منطقی به این شبهات پاسخ میده.
کتاب رو بخوانید و استفاده کنید از مطالبش،واقعا راهگشاست؛در ضمن از رفقا و دوستان اگر کسی کتاب رو خواست به من بگه من میتونم بهش قرض بدم تا بخونه و بعدش بهم برگردونه.

                                                «الحمدلله رب العالمین»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۰۰ ، ۰۱:۰۱
طیبین

بسم الله ذی المعارج

تا حالا دیدی به خاطر از دست دادن یک نفر یا حتی هدیه یا یادگاری از طرف آن شخص ممکنه خیلی ناراحت بشی یا حتی دیگران را محکوم یا قصاص کنی!

می‌دونی چرا این اتفاق میوفته؟ چرا گاهی اوقات به یک نفر یا یک چیز آنقدر دلبسته می‌شیم که نمی‌تونیم دوریش رو تحمل کنیم؟!

همه اینها نشان‌دهنده علاقه ما به آن چیز یا کس است. علاقه‌ای که موجبوابستگی ما می‌شود. این همان چیزی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ با ما همراه است و هرگز از ما جدا نخواهد شد. از وقتی که متولد میشیم وابسته هستیم به طوری که اگر مادرمون ما را رها می‌کرد از بین می‌رفتیم ... تا آخرین لحظات مرگ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۹ ، ۱۴:۴۷
طیبین

                بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه ایی از بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان!

موسیقی

 

1.هنر یک موهبت الهی و یک حقیقت بسیار فاخر و در عین حال تکلیف آور است.

هنر گوهر بسیار گران بهایی است که ارزش و گران بهایی آن فقط بدین جهت نیست که دل ها و چشم هایی را به خود جذب میکند. 

2.از جاذبه های جنسی برای جلوه دادن به کار های نمایشی،فیلم و موسیقی استفاده نکنید! 

ما نباید به ذهن و دل جوان چیزی بدهیم که او را به سمت گناه و فساد می لغزاند؛این غیر از آزاد گذاشتن فکر برای انتخاب در مسئله ای است.

3.ویژگی های موسیقی حلال و حرام 

موسیقی ای که انسان را به بیکارگی و ابتذال و بی حالی و واخوردگی از واقعیت های زندگی اینها بکشاند، موسیقیِ حلال نیست؛ موسیقیِ حرام است!

موسیقی که انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند، حرام است.

موسیقی ای که انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند، حرام است؛ از نظر اسلام این است!

4.آیا موسیقی بهترین راه برای مقابله با تهاجم فرهنگی است؟

پاسخ: این که ما بگوییم موسیقی بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی است، نه! من به این معتقد نیستم که موسیقی یک چنین کششی داشته باشد. 

بهتر است بگوییم یکی از راه های مبارزه با تهاجم فرهنگی است.

5. حرف پایانی. در این صورت می توان موسیقی را پاک و مقدس نامید! 

در منطقه ای که تاریخ موسیقی ما در آن شکل گرفته است، موسیقی معنای صحیح ندارد. شما باید به آن معنا و مفهوم صحیح بدهید؛ و در واقع باعث نجات آن شوید. 

موسیقی دانان باید موسیقی را به سمت معنا و هدف های متعالی ببرند! 

 

یا حق! 

یاعلی مدد!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۹ ، ۲۳:۱۱
طیبین