زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

نویسندگان

۴ مطلب با موضوع «گجله نوشت :: علی سائق» ثبت شده است

بسم هو الرحیم

 

وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ

 

 

ساعت 11 شب:

مربی: سلام پسرک چخبر

گجله: سلام، عه رسیدی یاد ما افتادی؟

مربی:خوبی؟ من همیشه به یادت هستم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۰۰ ، ۱۶:۵۳
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :الصَّلاةُ عِمادُ الدِّینِ (نماز ، ستون دین است)
آیا واقعا نمازی که ما می‌خوانیم همان نمازی است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:نماز ستون دین است؛ نمازی که در آن سهل انگاری های فراوانی است! نمازی که به سرعت می‌خوانیم تا به فیلم یا برنامه مورد علاقه خود برسیم!؟ نمازی که در جمع با صدایی رسا و زیبا به جا می آوریم ولی در خلوت حین نماز گویا صد سال است که نخوابیده ایم!؟
به درستی و شایستگی نماز را به جا نیاوردن یا بدتر از آن‌ به‌ جا نیاوردن نماز می‌تواند علت بسیاری از گناهان ما باشد؛ پس ویل بر ما!
شک کردن در دین و کم رنگ شدن ایمانمان تا جایی که خواه یا ناخواه، مستقیم یا غیر مستقیم دین را تکذیب کنیم معلول به جا نیاوردن درست نمازمان است.
اگر ما به شایستگی نماز به جا میاوردیم پس چرا زمانی که در خیابان ها کودکان کار را می‌بینیم طوری از کنارشان رد می‌شویم که گویا اصلا آنان را ندیده ایم!؟ یا وقتی رفیقمان می‌خواهد به آنان کمک کند ما با بهانه آوردن مانع آن می‌شویم!؟
در مسجد مان بار ها و بار ها صدای کمک در بین دو نماز شنیده ام اما نمازگزاران انگار نه انگار صدایی می‌شنوند... مگر آنان با این آیه متبرکه (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ(جز این نیست که ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مى‌خوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مى‌کنند.)) آشنایی ندارند و آن را حتی یک بار نشنیده اند!؟ چه نمازگزارانی هستیم ما  پس براستی که ویل بر ما.
نماز به جا می آوریم و  برای خودمان کلی حال میکنیم اما در باطن کار چه!؟ آیا نماز ما همان نمازی است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند!؟


ق ٢١

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۹ ، ۱۳:۵۸
خیرین


بسم الله الرحمن الرحیم

پناهگاه مردم که در سوره ناس ذکر شده:پروردگار مردم / فرمانروای مردم / خدای مردم .{{آیه های 1و2و3 سوره ناس}}

اینان همگی ویژگی کیست؟ کسی که انسان را به کمال میرساند / کسی که حکم او بر انسان ها و همه ی موجودات واجب است  / کسی که همه کس و چیز را آفریده است . آیا اینان ویژگی خدای یگانه الله نیست؟؟

چنانکه سوره فلق به ما این یادآوری را کرد که چگونه به خداوند منان از شر خلق و آدمیان پناه بریم، سوره کریمه ناس نیز که با آن، قرآن را ختم می‌کنیم، به ما یاد می‌دهد که چگونه از گمراهی و فرو رفتن در جهالت به خداوند سبحان پناه بریم.که او بهترین پناهگاه برای همه ی مردم است نه  فقط مومنین و مومنات . به خدای یگانه پناه ببریم که بر همه چیز تواناست و به راستی که او برایمان کافی است.

(أَ لَیسَ اللهُ بکافٍ عَبدَهُ          

آیا الله برای بنده اش کافی نیست؟) سوره زمر آیه 36

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۸:۳۳
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم

سال تحصیلی جدید شروع شد .من تصمیم گرفته بودم سخت درس بخوانم و نفر اول باشم .ماه های اول خیلی خوب بود در پایه بالاتر از من کسی نبود.حس میکردم علی که همکلاسی من و نفر بعدی من در نمرات است به من حسادت شدیدی میکند.

روز ها گذشتند من با او دوستی کرده ام و ارتباطمان قطع نمیشد.تنها مشکل من با او این بود که نماز نمیخواند و من سعی میکردم او را نماز خوان کنم.

امروز برای اولین بار بعد از مدرسه با علی به پارم رفتم. او مرا با چند نفر آشنا کرد و با آنها مشغول بازی شدیم.موقع اذان شد من میخواستم بروم نماز بخوانم اما علی با اصرار نگذاشت و چون در وسط بازی بودیم به بازی ادامه دادم با خود گفتم:می روم خانه و نمازم را میخوانم. به خانه آمدم شب شده بود و نماز ظهر و عصرم قضا.

در روز های بعدی من و علی و آن چند نفر به صورت مجازی با هم بازی میکردیم اما نمیدانم چرا علی خیلی کم شرکت میکرد . هر دفعه بهانه ای می آورد و من با بقیه بازی میکردم.بازی بسیار لذت بخش بود و باعث میشد من از کار و زندگی یعنی نماز و درس و ... عقب بمانم یا آنها را انجام ندهم. بد جوری معتاد بازی شده بودم و روز به روز درس من بهتر میشد و درس علی بهتر.

ترک کردن بازی برایم سخت شده بود و حال میفهمم که دوستی من با علی یکی از اشتباهات بزرگ زندگی ام بود. دیگر میل به نماز و درس نداشتم و دنبال بازی بودم . باید اعتراف کنم که علی زبان خوشی داشت و خیلی خوب مرا معتاد انواع بازی ها کرد.

ولی صبر کنید.آیا سپیده دم را دیده اید که درمیان تاریکی شب فروزان میشود؟؟ پدرم کنسول بازی را از من گرفت است و من مانده ام مثل معتادی که در ترک است . براستی که دست پدرم درد نکند زیرا با این کار او من به خودم آمدم و به درس و کارهایم رسیدم و نماز هایم را اول وقت به جا می آورم حداقل اینگونه کمی احساس مثبت بودن میکنم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۸ ، ۱۰:۵۴
طیبین