زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

نویسندگان

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سوره نوشت» ثبت شده است

سورة المسد

بسم الله الرحمن الرحیم 

                  
۱)ترجمه: بریده باد دو دست ابولهب (مرگ بر او باد)!
۱)تفسیر: <<تَب>>و<<تَباب>> به معنی خسران و هلاکت و بطلان است.   معنای کلمه <<یَد>> در آیه ب معنای لُغَوی اش نیست بلکه کنایه است از قدرت آدمی؛ چون دست در انسان عضوی است که مقاصدش به وسیله ی آن انجام می گردد و <<تبات و خاسر شدن دست >> به معنای باطل شدن اعمال آدمی می باشد. پس این نفرینی که به ابولهب شده،هلاکت خودش و بطلان و بی اثر گشتن توطئه هایی است که به منظور خاموش کردن نور نبوّت می کرد و یا قضایی است از خداوند به این هلاکت و بطلان توطئه ها.ابولهب فرزند عبدالمطلب(عموی رسول خدا(ص))بود،که سخت با پیامبر دشمنی می کرد و در تکذیب گفته ها و دعوت ایشان و در آزار اذیتشان اصرار می ورزید. هنگامی که رسول خدا(ص)،او و سایر اقوام نزدیک خود را برای اولین بار دعوت کردند، در پاسخش گفتند:" تَبًّا لَکَ : خسران و هلاکت برتو باد". که این سوره نازل شد و گفتار اورا به خودش رد کرد که:"زیانکاری و هلاکت بر ابولهب باد". ابولهب نام مستعار او بود و نامش عبدالعزّی یا عبدمناف بوده است و اینکه خداوند اورا با کُنیه نام برده،برای اشاره به انتسابی است که او به آتش جهنّم دارد، <<لهب یعنی زبانه ی آتش>>


۲)ترجمه:مال وی و آنچه به دست آورده، دردی از او دوا نکرد.
۲)تفسیر: حرف <<ما>> برای نفی آینده است.
می فرمایند:"مال و ثروتش و آن اعمالی کهبا دست خود مرتکب سده بود،هیچ دردی از او دوا نکرد(نفرین خدا و قضای حتمی او مبنی بر هلاکت و خسران را نتوانست دور کند.)".


۳)ترجمه: به زودی وارد آتش شعله ور شود،
۳)تفسیر: اینکه کلمه <<نار>> بصورت نکره (بدون الف و لام) آمده ،برای این بوده که عظمت و هولناکی آن را برساند.


۴)ترجمه: همراه زنش که هیزم کش است،
۴)تفسیر: کلمه امراءه:عطف است به آیه قبل یعنی:"بزودی ابولهب وهمسرش داخل آتش زبانه دار (آتش دوزخ)خواهند شد"


۵)ترجمه:و طنابی محکم تابیده به گردن دارد.
۵)تفسیر: کلمه:<<مَسَد>> به معنای طنابی است که از لیف خرما بافته شده باشد.
ظاهرا مراد از این آیه این باشد که همسر ابولهب به زودی در آتش دوزخ در قیامت به همان صورتی مجسّم و نمایان می شود،که در دنیا به خود گرفته بود. در دنیا شاخه های خار و بته های دیگر را به طناب میپیچید و حمل می کرد و شبانه آن هارا بر سر راه رسول خدا(ص)می ریخت و ایشان را آزار می داد که در قیامت نیز طناب به گردن و هیزم به پشت نمایان خواهد شد.

 

محمدامین صداقت خواه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۳۶
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم
راه بیوفت و برو جلو ،بلند شو و به راه راست برو.مثل تیری از کمان رها شو ،از وابستگی هایت خودت را رها کن.اینبار جوری بهتر خودت را به خدا برسان،جوری اساسی تر.خودت را آماده این بکن که کار های بزرگ تری انجام دهی،کاری بسیار بزرگ.همچو موسی ،موسی شو ،به دل فرعون بزن؛نترس، اگر بخواهی میتوانی کسی شوی که یک تنه و با دست خالی در مقابل طاغوت می‌ایستد و انرا شکست میدهد .اما...اما باید خودت را بسازی،مقدمه ساختن خودت را شروع کن.مرا بخوان با من شروع کن.
«بسم الله الرحمن الرحیم»،«وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا»
از خودت بکن وابستگی هایت را،تعلقاتت را؛به طوری که هیچ اثری از آن باقی نماند و به آن اجازه دفاع مده ،بر او چیره شو ،نگذار حتی حرفی برای گفتن داشته باشد،حتی یک وسوسه ریز.فاصله‌ات از بدی باید آنقدر بشود که به هنگام کار نیک نشاط داشته باشی،رضایت خاطر،یعنی دلت به تب و تاب بیافتد که برو و آنرا انجام بده.پس هرچه قدر فاصله‌ میان (دوری از بدی) و (عمل به خوبی) ات را بیشتر کنی قسم خوردنی تر میشوی جایگاهت بالاتر میرود حتی از فرشتگان،پس مدام تسبیح کن،مدام خوبی و بدی را از هم جدا کن و این را لازمه کارت بدان.در این راه سبقت بگیر عجله کن موعود نزدیک است‌.بجنب که جا نمانی نه از بقیّه بلکه از خودت.نگویی میتوانستم آن کار را انجام بدهم و ندادم پس به هنگام سبقتت تدبیر امر هم داشته باش،به عاقبتش بیاندیش،همیشه در هر زمان ،حتی در هنگام خواب که پشیمان نشوی و نگویی:«میتوانستم از خود خواب را نزع کنم برخیزم و نماز شب بخوانم ولی نکردم ،وای بر من که جا ماندم نه از دیگران بلکه از خودم»
و این را بدان هنگامی قسم خوردنی میشوی که در جمع این کار را بکنی.آری در میان جمع باش ولی از خود سبقت بگیر.
سبقتت برای برای ترس از عذاب نباشد،قرار است به خدا نزدیک شوی که پایان همه چیز به سوی اوست (الی ربک منتهاها)و این خدا چه بهایی به تو داده است،چه نعمت های بزرگی از روشنی روز و تاریکی شب تا خارج کردن اب از زمین و استوار کردن کوه.و چه باارزش هستی تو که همه اینها متاعی برای توست ولی...ولی همه این هارا انعام تو نیز دارند پس تو چه فرقی با انها داری اگر از انها بهره نبری تا بخدا نزدیک شوی و نه تنها این بلکه بقیّه راهم به خدا نزدیک کنی.و این انتخاب توست که تزکیه پیشه کنی و خشیت داشته باشی ، از اعمالت مراقبت کنی و همواره خوف داشته باشی و پیشبینی ضرر را ضمیمه زندگی ات کنی تا از طغیان دور شوی و جایگاهت بهشت شود یا که نه...از حدت تجاوز کنی و طغیان گر شوی و به تکذیب خدا روی بیاوری و جایگاهت دوزخ شود و این را بدان اگر خشیت را رها کنی در جاده ای منتهی به طغیان قدم خواهی برداشت که انذار دیگران هم تاثیری بر رویت نخواهد داشت...پس بترس فرعونی شوی که خدا را تکذیب کرد و دچار عذاب دنیا و آخرت شد ،بترس در یک چشم بهم زدن فردی شوی که از شدت عذاب ارزوی اینرا میکند که به قبرش بازگردد...به همان حالتی که استخوان هایش ریز ریز شده بود ...و از همه مهم تر به گذشته‌ ات بنگری و حسرت بخوری ...حسرت اینرا که هرچه گذشت گویی یک نیمه روز بود 
آری یک نیمه روز ...پس خشیت را پیشه کن در این دنیای کوتاه...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۰۰ ، ۰۹:۴۵
گجله ابن مربی

بسم الله ذی المعارج

تا حالا دیدی به خاطر از دست دادن یک نفر یا حتی هدیه یا یادگاری از طرف آن شخص ممکنه خیلی ناراحت بشی یا حتی دیگران را محکوم یا قصاص کنی!

می‌دونی چرا این اتفاق میوفته؟ چرا گاهی اوقات به یک نفر یا یک چیز آنقدر دلبسته می‌شیم که نمی‌تونیم دوریش رو تحمل کنیم؟!

همه اینها نشان‌دهنده علاقه ما به آن چیز یا کس است. علاقه‌ای که موجبوابستگی ما می‌شود. این همان چیزی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ با ما همراه است و هرگز از ما جدا نخواهد شد. از وقتی که متولد میشیم وابسته هستیم به طوری که اگر مادرمون ما را رها می‌کرد از بین می‌رفتیم ... تا آخرین لحظات مرگ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۹ ، ۱۴:۴۷
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ای رها دهنده از فقر و تنگدستی مرا از این فقر نجات بده؛ این فقر خاموشی که خود از ان بی خبرم.
از این فقر بی خبرم و در دریای فخر فرو رفتم.
فقری که سرنوشت هولناکی دارد؛سرنوشتی که حتی از تصور ان هراسناکم.سرنوشت هایی نظیر دع یتیم و تکذیب دین و روز جزاء.
ای رها دهنده از فقر و تنگدستی،نجات بده روح مرا از این این ریاهای بی دلیل و سهو های کثیر،از این بیهوده نشستن ها در مقابل تلویزیون تا هرزه گردی در فضای مجازی،کمکم کن تا در مقابل هجمه های دشمن و وسوسه های شیطان ثابت قدم باشم.
کمکم کن تا هر کاری را در زمان خود و اجل تعیین شده به پایان برسانم.
ای آیت خدا ،کمکم کن تا از آن دسته از نمازگزارانی که ذکر کردی نباشم تا با سهو های بی توجیه مانع از وصال با خداوند ذی المعارج بشوم.
ای آیت خداوند مرا کمک کن تا در راه حق به بهترین شکل ممکن قدم بردارم.


مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ؟؟؟
         

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۱۶:۱۷
طیبین

به نام خدا

فردی که با قران عوض شد.

می خوام ماجرایی که به چشم دیده ام را تعریف کنم ، ماجرای نوجوانی که زندگی اش با رفتن به مسجد متحول شده.

بریم سراغ ماجرایی که قراره تعریف کنم،اول کمی از اوضاع خود اون نوجوان بگویم؛نه مذهبی نه غیر مذهبی و زیاد بر نماز و حجاب تاکید نمیکرد نمازهایش اول وقت نبود و خیلی هم توجه به نماز نداشت و آنقدر دیر میخوند و پشت گوش مینداخت  که نمازش نزدیک به قضا میشد یا اصلا قضا میشد و به اصول دین زیاد پایبند نبود و مخصوصا روز حساب را دروغ مینامید ، کسی بود که وقتی یتیمی میدید به او بی احترامی میکرد و دوری میکرد (به طور مثال در تدبر قران میخوانیم که یکی از صفات خداوند رزاق بودن است ولی ما انسان ها از خود چیزی نداریم و همه دارایی ما از لطف خداوند منان است ولی باز هم انسان ها از داده های خداوند استفاده نمیکنند)

کسی بود که به نیازمندان طعام نمیداد و دیگران هم از طعام دادن به نیازمندان منصرف میکرد و مانع میشود فردی به شدت ریا کار بود وخیلی دوست داشت در چشم مردم باشد فردی مثبت باشد و همین طور زکات و خمس نمیداد با اینکه بر ان واجب بود.

این فرد چند دوست مذهبی و خوب داشت که ان ها بعد از کلی صبر و توکل بر خدا توانستند این فرد را به مسجد بیاورند ؛ که در انجا نماز اول وقت بخواند ، ان فرد به مسجد میرفت ولی به جای عبادت  در یک گوشه میشست و به خنده و کار کردن با گوشی میگذروند

ولی یک بار که داشت نماز اول وقت میخواند ؛ بعد از نماز ، پیش نماز مسجد به سمت او امد تا با او صحبت کند ، ولی در اصل قبل این اتفاق دوستان خوب او با پیش نماز مسجد صحبت کرده بودند ، پیش نماز او را نگه داشت تا مسحد خالی شود تا بتواند راحت با او صحبت کند ؛ مسجد خالی شد و پیش نماز شروع کرد به صحبت کردن،او گفت:(الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ )(وای بر آن نماز گزارانی که در نماز خود سهل انگارند}سوره ماعون آیه 5

آن فرد کمی مکث کرد و گفت : حاج آقا متوجه نمیشوم

پیش نماز حدیثی از رسول الله (ص) آورد و گفت: {{نماز عمود دین است}}

حال این نمازی که شما میخوانی همان نمازی است که رسول خدا میفرمود!!؟؟

حضرت امام موسی کاظم (ع) ، از پدر بزرگوارش (ع) ، از جد بزرگوارش (ع) روایت کرده است ، که ایشان درباره کلام خداوند عزا وجل((ارایت الذی یکذب بالدین)) فرموده: یعنی به ولایت امیرالمومنین (ع).

ادامه داد.

در مورد یتیمان گفت:

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

خیرُبُیوتِکُم بَیتٌ فیهِ یَتیمٌ مُکَرَّمٌ.

بهترین خانه‌های شما خانه‌ایست که در آن طفل یتیمی مورد مهر و عطوفت قرار بگیرد..

ادامه داد.

در مورد طعام دادن به نیازمندان گفت :(»

   «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»


از خدا بترسید و دربارة ایتام، خدا را شاهد و ناظر بگیرید! مبادا آن‌ها گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و در جمع شما حقّشان ضایع و پایمال گردد.

ادامه داد.

در مورد ریا گفت:

امام رضا علیه السلام:

المُستَتِرُ بالحَسَنةِ تَعدِلُ سَبعینَ حَسَنة

یک کار نیک پنهانى، با هفتاد کار نیک [ علنى ] برابرى مى کند

ان فرد بعد از این اتفاق ها به شدت متحول شد وبرای فهمیدن بیشتر قران به کلاس های تدبر رفت تا به درجات بالا تر برسد.

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۰۲:۱۴
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی اوقات حواسمان نیست چه کار داریم میکنیم
و فکر میکنیم که اگر یک سری کوتاهی ها انجام شود اتفاقی نمی افتد در صورتی که همین کوتاهی های ریز و کوچک روی هم جمع میشوند و کوهی از بدی می سازند
افردی هستند که این کوتاهی ها را انجام می دهند و تا به خود می آیند می بینند که دارند خدا و دین و .... را زیر سوال می برند
هر چند وقت یکبار باید به خودمان نگاه کنیم که داریم چه کاری انجام میدهیم و به نتیجه آن فکر کنیم و از قرآن کمک بگیریم
سوره ماعون هم به همین کوتاهی ها و نتیجه آن اشاره دارد
از نظر بنده سوره ماعون تلنگری به ما افردای است که ادعای دینداری داریم نه کسانی که توجهی به خدا و دین ندارند
مثلا در سوره ذکر شده که به دل بچه یتیم را نشکنیم
ممکن است ما هم حواسمان نباشد و مثلا وقتی که از خیابان رد میشویم دل بچه یتیمی که میخواهد به ما چیزی بفروشد را بشکنیم
یا مثلا وقتی که در حال نماز خواندن باشیم شخص مهمی از کنار ما رد شود و برای اینکه آن شخص آمده ما نمازمان را بهتر و درست تر بخوانیم به خاطر آن شخص
دو مثال بالا اگر حواسمان به خودمان نباشد به راحتی اتفاق می افتد
و اینها روی هم جمع شده و همان طور که در سوره آمده ما به خودمان می آییم و میبینیم یک سری اعتقادات مهم خود را از دست داده ایم و این بسیار خطرناک است
و در آخر اینکه این تلنگر ها را باید جدی گرفت
پایان 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۹ ، ۱۸:۲۸
طیبین

بسم الله قاصم الجبارین

روزی روزگاری در کشور کوچکی فرمانروایی بود که نسبتا فرمانروای خوبی بود ،شبی خوابی دید، که در آن خواب به قصر حمله شده و میخواهند فرمانروا را بکشند،او بعد از بیدار شدن میفهمد که آن افراد بشدت  فقیر و یا  ثروتمند ان شهربودند!! او به دو تن از بهترین یارهایش دستور میدهد فقیران و ثروت مندان آن شهر را بکشند.یکی از آن دو به سمت فقیران میرود و آن یکی به سمت ثروت مندان میرود.کشتن فقیران سخت بود چونکه آنان بی گناه بودند ولی کشتن ثروت مندان آسان بود چون آنان مردم را به شدت آزار داده بودند.هر دو آنان سخت در تلاش بودن تا کار خود را به درست ترین روش انجام دهند. آن دو فرد روزبعد به دو عالم رسیدن که یکی ثروتمند و آن یکی فقیر بود ان دو فرد عالم به افراد شاه گفتند که روزی میاید که همه چیز از بین میرود و آنان که باید از بین بروند از بین میروند و در ان روز خوب از بد جدا خواهد شد.در آن روز همه ما انسان ها هراسان و ترسان هستیم .ان دو عالم میگویند که بترسید از روزی که میمیرید و عذاب بر شما نازل میشود . و بترسید از قیامت که شما از قبر هایتان بیرون میاید .سربازان میگویند مگر میشود که ما از قبر بیرون اییم وقتی حتی استخوان هایمان برایمان باقی نمانده است.عالم ها ادامه میدهند در ان روز انقدر وضع بیرون از قبر خراب است که شما حتی با وجود عذاب حاضرید که در قبر بمانید و بیرون نروید.همه آن اتفاقات در یک چشم به هم زدن اتفاق میافتد زودتر از ان چه شما فکر میکنید.صدای مهیبی میاید و ..... فقط همین ......  عالمان میگویند:(ایا شما داستان حضرت موسی(ع) را میدانید).سربازان جواب میدهند خیر نمیدانیم عالمان میگویند(حضرت موسی(ع) وقتی داشت با خدای خود در سرزمین مقدس طوی صحبت میکرد،خداوند دستور داد تا به پیش فرعون برود.)

چون که فرعون طغیان کرده بود.وقتی حضرت موسی(ع)به فرعون رسید به او گفت:(میخواهی کاری کنم که تو به تزکیه برسی و بتوانی خوب را از بد تشخیص دهی) آیه کبری به او نشان داده شد. ولی فرعون تذکیب کرد و مردم را جمع کرد و گفت:(پروردگار شما من هستم)

 خداوند میگوید:(خلق شما سخت تر بود یا خلق آسمان ،تیره ساختن شب و یا  روشنا کردن صبح سخت تر بود یا گسترده کردن زمین ،خارج کردن آب و سرسبزی و یا استوار کردن کوه ها؟ همه این ها برای شما و چهارپایان برپا شده است)آن دو سرباز به شدت ترسیده بودن، ترسی از خدایشان.عالمان ادامه دادن،بلاخره میآید ان روزی که تذکر میدهند به انان که مقصد نداشتند.جهنم برای انانی که قابلیت دیدن داشته باشند به نمایش در میاید.مردم به دو دسته تقسیم شده اند یک گروه آنان که زندگی زود گذر را انتخاب کرده اند و دل به دنیای فانی گذاشته اند که محل مطمئنی نیست.ولی گروه بعدی که قدرت خداوند را میدانند، و میترسند از جایگاه خداوند .نفسشان را از هوا و هوس نهی میکنند.انان اخرت را انتخاب کرده اند و دل به این دنیا نبسته اند و زندگی در آخرت را انتخاب کرده اند.آنانی که طغیان کاران در جهنم هستند(این گروه دل به دنیای فانی بسته) آنان که در راه خدا بودن به بهشت میروند.(این گروه دل در گروه آخرت داشتند)

آن دو سرباز گفتن:( کی میاید آن روز) در جواب عالمان گفت :(ان روز می اید مثل همین که تمام دوران ها مثل یک نصفه روز گذشته و در ادامه نیز خواهد گذشت)سربازان از پیش عالمان رفتند و در پیش گاه خداوند توبه کردن وخواستار بخشش گناهانشان شدن.

انشالله این سوره در زندگی ما تاثیر زیادی بگذارد.

یا علی(ع)      

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۱۱
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم

در سرزمینی که مردم آن دچار دو گروهی شده بودند. در گروهی اعتقاد به قیامت و حوادثی که در زمان حضرت موسی و اتفاق فرعون وجود نداشت و در گروهی دیگر اعتقاد در این موارد وجود داشت و به آن خیلی اهمیت داده میشد.

دو فرد که یکی از گروه اول و دومی در گروه در گروه دوم بود. پسر مسلمان بود و اعتقاد به قیامت داشت و خیلی سعی میکرد که رفیق خود را به این مساعل متقاعد کند. روزی این دو در حال برگشت به منزل بودند که بحث این مسعله باز شد . پسر اول که فوآد نام داشت در راه سوالی از دوست خود پرسید و میگفت:{ من دیروز به صورت اتفاقی چشمم به سوره نازعات خورد،چرا باید در یک سوره  اشاره به جان گرفتن سریع و محکم از کافران باشد؟} دوست خود که علی نام داشت در جواب وی گفت:{ چون آن عده از کافران نه به حدیث حضرت موسی و عذاب فرعون اعتقاد داشتند نه به قیامت و خلقت دوباره انسان!} فوآد در حین تعجب با حالت تمسخر آمیزی پرسید :{ خلقت دوباره انسان؟! مگر میشود انسان بعد مرگ که هفت کفن هم گزرانده و تبدیل به خاک شده چجوری دوباره زنده میشود؟ اصلا مگر قیامت وجود دارد؟ اصلا تو میدانی که این قیامت کی فرا میرسد؟ اصلا به من بگو فرعون به آن بزرگس چطور ممکن است عذاب شود؟!} علی پس از فکر به او گفت:{ در خود سوره هم هست! یعنی خلقت دوباره انسان از خلقت این آسمان و زمین سخت تر است؟ پس این را بدان که خلقت دوباره ما از آن چیزی که فکر میکنی برای خدا ساده تر هست! و اینو بدان قیامت مثل مرگ تو حتمی هست! تو نمیدانی مرگت کی فرا میرسد ولی میدونی یک روز میمیری و مرگت هم دست خداست و همینطور قیامت هم تو نمیدانی دست خداست! درباره عذاب فرعون هم همانگونه که در دادگاه هرچقدر هم آدم قدرتدار باشی در مجازاتت یک جور عذاب میشوی فرعون هم در قبال گستاخی بزرگش عذاب میشود! اگر هم به قیامت ایمان نیاری یک روز چه بخواهی و چ نخواهی آن را به چشم خود میبینی مثل همان روزی که فرشتگان جان کافران را به سختی میکنند!}

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۰۸
گجله ابن مربی
بسم رب الشهدا 

تصویر سازی پنج آیه اول

1. و نازعات غرقا

۱. برای کمک کردن به فقرا آدم باید از پولش بکند.

۲. آدم باید برای درس خواندن از بسیاری از تفریحاتش بگذرد.

۳. برای جهاد در راه خدا و رفتن به جبهه ادم باید از خانواده‌اش بکند.

2. و الناشطات نشطا

۱. هنگام اربعین آدم دوست دارد به راهپیمایی برود.

۲. ادم ها دوست دارند با رفقایشان به تفریح سفر بروند.

۳. انسان هنگامی که گشنه است دوست دارد غذا بخورد.

3. والسابحات سبحا

۱. هنگامی که تسبیح می‌گوییم خدا را از هر بدی جدا می کنیم.

۲. هنگامی که درکلاس اسامی خوب ها و بد ها را جدا نویسیم.

۳. وقتی که در امتحان با اینکه فرصتش وجود دارد تقلب نمی‌کنیم.

4. فاالسابقات سبقا

۱. هنگامی که از کلاس درس بیرون می آییم و چیزی یاد گرفتیم از خودمان سبقت گرفتیم.

۲. هنگامی که از دستورات پدر و مادر پیروی می کنیم از خودمان سبقت گرفتیم.

۳. هنگامی که در یک جمع مناعت طبع داشته باشیم از خود سبقت گرفتیم.

5. فالمدبرات امرا

۱. هنگام تدبر در قران به عاقبت این های قرآن توجه کنیم.

۲. قبل از انجام هر کار به نتیجه آن توجه کنیم که این کار خدایی است یا نه.

۳. قبل از رفتن به سفر وضعیت ماشین را چک کنیم.؟

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
 
 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۸ ، ۲۱:۳۹
طیبین
تکلیف: به نظر شما پناهگاه سوره ناس چه شکلی هست
از نظر من پناهگاه سوره ناس جایی است که چند لایه حجیم و محکم و استوار از یه مکانی در حال مراقبت کردن است 
که هر لایه آن وقتی ب جلو میریم بهتر و استوار تر میشود 
این پناهگاه شبیه زمینه که هر لایه هر دفعه ضخیم تر میشود و وقتی به آخرش میرسیم میبینیم این ها درحال مواظبت از هسته زمین هستند
حال این سنگر (پناهگاه) هم مانند آن است اما بجای هسته آن مردم در آن جای دارند و محافظت کننده آن: رب مردم ،ملک مردم و از همه خفن و محکم تر اله مردم است که درحال مراقبت از خطری هستند که خیلی قوی است و این لایه ها در حال حفاظت از مردمان خود هستند که منحرف نشوند و به سمت این خطر نروند!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۲۰
طیبین