زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «گجله نوشت :: امیر حسین حاجی زینعلی» ثبت شده است

«بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»


خلاصه کتاب هیچ چیز مثل همیشه نیست 

چه خوش است صحبت کردن درباره کسانی که بند زمین نبودند.کسانی که نمی توانستند زمینی بودن را تحمل کنند.آن ها جایشان در آسمان بوده است فقط چند صباحی مهمان این دنیای بی وفا بوده اند.
زمزمه های مولایمان حسین(ع) در جان و تنشان ریشه دوانده است.آنها گوش جان سپرده اند به نوای سید سالارشان که:       

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۹ ، ۰۱:۳۷
طیبین

«بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 


نقد کتاب دختر پیامبر(س)

 


کتاب دختر پیامبر در۱۴۳ صفحه به شرح زندگانی حضرت صدیقه طاهره(س) پس از رحلت حضرت رسول(ص) اشاره می کند.
این کتاب توسط استاد محمدعلی جاودان به نگارش در اومده.
یکی از نکاتی که خیلی عیار کتاب رو بالا برده،توجه بسیار عالی نویسنده به منابع تاریخ اسلام از جمله منابع اهل تشییع و منابع اهل سنت هستش؛ نویسنده تونسته رفرنس هایی از کتاب های معتبر تاریخ اسلام رو در کتاب بیاره و بعضا اون ها رو توضیح بده یا نقد بکنه.
این کتاب با اینکه تعداد صفحات زیادی نداره و قطور نیست اما تونسته اطلاعات جامع و کاملی رو در اختیار مخاطب قرار بده و اصطلاحا کتاب مختصر و مفیدی رو به ما تحویل بده.
خواندن این کتاب رو به شدت به برادران مداح ام و تمام کسانی که علاقه و دغدغه دارند که اتفاقات و رویدادهای بخشی از زندگی دختر پیامبر(س) رو بدونن،پیشنهاد می کنم.
                        «و من الله توفیق»  

                                والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۰۲
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ای رها دهنده از فقر و تنگدستی مرا از این فقر نجات بده؛ این فقر خاموشی که خود از ان بی خبرم.
از این فقر بی خبرم و در دریای فخر فرو رفتم.
فقری که سرنوشت هولناکی دارد؛سرنوشتی که حتی از تصور ان هراسناکم.سرنوشت هایی نظیر دع یتیم و تکذیب دین و روز جزاء.
ای رها دهنده از فقر و تنگدستی،نجات بده روح مرا از این این ریاهای بی دلیل و سهو های کثیر،از این بیهوده نشستن ها در مقابل تلویزیون تا هرزه گردی در فضای مجازی،کمکم کن تا در مقابل هجمه های دشمن و وسوسه های شیطان ثابت قدم باشم.
کمکم کن تا هر کاری را در زمان خود و اجل تعیین شده به پایان برسانم.
ای آیت خدا ،کمکم کن تا از آن دسته از نمازگزارانی که ذکر کردی نباشم تا با سهو های بی توجیه مانع از وصال با خداوند ذی المعارج بشوم.
ای آیت خداوند مرا کمک کن تا در راه حق به بهترین شکل ممکن قدم بردارم.


مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ؟؟؟
         

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۱۶:۱۷
طیبین

«بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 

 

نقد کتاب خاطرات احمد احمد

 

 

تاریخ معاصر بخش مهمی از تاریخ که به ما میفهمونه،ما چرا الان تو این وضعیت هستیم. چه عواملی باعث شده که ما تو این شرایط باشیم.بسترهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی یک جامعه رو نشون میده.برای همین میتونه به ما قدرت تحلیل بده کلا خوندن تاریخ سیاسی و تاریخ تمدن میتونه به ما قدرت تحلیل سیاسی بده. به همین خاطر خوندن آثار در این زمینه میتونه خیلی برای ما مفید باشه.
یکی از این آثار کتاب خاطرات احمد احمد به قلم آقای محسن کاظمی هستش.
در این کتاب دریچه های مختلفی از دوران طاغوت و پهلوی برای ما باز میشه،دریچه هایی مثل فقر،حرمان،بدبختی که شاید کمتر ازش شنیده باشیم.
یکی از بخش های جذاب این کتاب صحبت درباره تشکیلات و سازمان های مختلف و فعالیت در اون هاست،مثل هیئت های موتلفه اسلامی،انجمن ضد بهائیت،حزب ملل اسلامی و از همه مهم تر سازمان مجاهدین خلق،این کتاب توضیحات بسیار جالب و بحث بر انگیزی رو درباره سازمان مطرح میکنه مثل افراد کادر مرکزی سازمان،ایدئولوژی سازمان و انحرافاتی که بعد از مدتی دچارش میشن.(به نظرم این بخش کتاب خیلی جذابه حداقل من رو مشتاق کرد که بیشتر درباره سازمان بدونم و بیشتر دربارش مطالعه کنم.)
این کتاب توسط انتشارات سوره مهر در ۴۰۶ صفحه چاپ شده.متأسفانه کیفیت چاپ اصلا تعریفی نداره؛بنظرم تو یک صفحه از کتاب،جملات و کلمات می تونستن فاصله بیشتری داشته باشن،تو این کتاب از فونت ریزی استفاده شده که خوندن کتاب رو یه کم سخت می کنه.
ولی در کل محتوای کتاب عالی هستش.خوبه که ما بدونیم چقدر آدم در راه مبارزه،مجروح شدن،شهید شدن،شکنجه شدن تا این مبارزه به پیروزی ختم بشه و حاصلش بشه حکومت جمهوری اسلامی.
نثار ارواح طیبه شهدا به خصوص شهید حاج محسن فخری زاده صلوات.
                            «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۹ ، ۱۷:۰۳
طیبین

«بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»


کتاب مرد


این کتاب داستان هایی است،از زندگی حاج احمد متوسلیان از حضور ایشان در کردستان و جنگ تحمیلی و داستان رفتن شان به لبنان و بقیه قضیه ها.
 این کتاب بسیار جذاب نوشته شده و داستانهای آموزنده از این شهید رو در قالب یک رمان به ما ارائه داده است. شخصیت اصلی داستان فردی است، به نام رضا که فرمانده آنها حاج احمد است.
 بعضی جاها آدم انقدر جذب این داستان میشه که فکر میکنه تو پادگان دوکوهه داره کنار حاج احمد متوسلیان و برخی بچه‌ها ورزش صبحگاهی میکنه.
 کلاً قضیه های زیادی توی زندگی حاج احمد اتفاق افتاده که میتونه چراغ راه ما باشه و به ما چیزهای زیادی یاد بده که یکی از این داستان ها رو تو این متن آوردم.
« جلوی آشپزخانه شلوغ بود. پاتیل های بزرگ غذا جلوی آشپزخانه ردیف شده بود.مسئولان تدارکات، ناراضی و غرغر کنان کنار پاتیل ها ایستاده بودند.
 اصغر کاظمی با پیرمردی جر و بحث می کرد. رضا نظاره‌گر ماجرا بود. پیرمرد گفت:« آخه مسلمون! این چه وضعه نون دادنه؟ مگه نون‌خشکی باز کردی؟»
 و به چند گونی نون خشک که کنار در آشپزخانه بود، اشاره کرد. اصغر گفت: «دستور حاج احمده به من گفته به همه نون خشک بدم.»
 پیرمرد گفت: «واسه چی؟ فکر کردی همه مثل خودت دندون دارند جوون؟»
 اصغر شانه بالا انداخت.
_ من به وظیفه عمل می کنم. اعتراض دارید برید، به خود حاج احمد بگید.
 مسئولان تدارکات سوار ماشین شدند و به همراه اصغر به سوی مقر فرماندهی رفتند.
 احمد در حال جارو کردن کف زمین بود که صدای همهمه را شنید.
 جارو را کنار گذاشت و از مقر بیرون آمد. وقتی رضا ماجرای نان خشک را تعریف کرد، احمد رو به مسئولان تدارکات گفت: «برادر کاظمی تقصیر ندارند. من گفتم بین نیروها نون تازه و گرم تقسیم نکنه.»
 پیرمرد گفت: «برای چی؟»
- حاج آقا اگه بچه ها سختی نکشند و به نفس و شکمشون مسلط نباشند،هیچ وقت تو عملیات و سختی طاقت نمی آرند. اگه اینجا تو آسایش و راحتی باشند، همیشه توقع دارند که تو رفاه باشند. برید به بچه ها بگید خدا را شکر کنند که همین نون خشک و پنیر هم هست. تو شعب ابی  طالب، اصحاب پیامبر با یه دونه خرما سر می کردند. پیرمرد به مسئولان تدارکات نگاه کرد و همگی رفتند.»
این کتاب به سه بخش تقسیم شده که هر بخش به قسمتی از زندگی حاج احمد اشاره داره و هر بخش از کتاب به فصل های چند صفحه ای تقسیم شده که خوندنش رو راحت تر می کنه.
یکی دیگه از وجه های مثبت این کتاب قیمتشه.قیمت این کتاب ۱۲۰۰۰ تومان هست که با پس انداز کردن نصف پول یه بار خرید چیپس و پفک و... می تونید این کتاب رو خریداری کنید.
البته اگر از بچه ها کسی این کتاب رو بخواد من مشکلی ندارم و میتونم کتاب رو بهش قرض بدم تا بخونه.
ان شاءالله که با خوندن زندگی شهدا بتونیم راه و هدف اون ها رو بفهمیم و بتونیم به اونها عمل کنیم تا به درجات عالی معنوی و علمی و...برسیم.             
                               «الحمدلله رب العالمین»            
                                                           «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»   

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۹ ، ۱۶:۱۲
طیبین

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

کتاب نامه های بلوغ


شاید در زمان هایی فکر نوشتن به سرتان زده باشد اما به چه کسی به چه دلیل اصلا چرا بنویسیم 
پاسخ همه ی این چراها مشخص است 
((کمرنگ ترین جوهرها،از قوی ترین حافظه ها قوی تر است))
نوشتن می ماند خیلی بیشتر از صوت و صحبت و .......
استاد صفائی حائری ترجیح دادن بنویسند.
بنویسند برای فرزندانی که مکلف شده اند و مورد خطاب خدا قرار گرفته اند.کتاب نامه های بلوغ پنج نامه از استاد صفائی حائری است خطاب به فرزندانش که قطعا میتونه قابل استفاده ما هم قرار بگیره!!!
نامه ی اول خطاب به پسر اول ایشان محمد است(بینش ها و گرایش ها) اول این نامه شروع می کنند به توضیح دادن اصل و نسب خودشون و خانوادشون و اشاره به این دارند که تو صاحب خانواده،پدر و مادر خوبی هستی که این نکته برای همه ی عزیزان قابل تعمیم است،اما بحث اصلی در نامه اول شرح دادن این سه اصل است 
۱_بینات
۲_میزان 
۳_کتاب
این سه اصل است که پیامبران با آنها به هدایت می پردازند.
نامه ی دوم به موسی پسر دوم ایشان هست،در اول این نامه استاد به گلایه از موسی و محمد می پردازند و میگویند شما با توجه به شرایطی که داشتید باید خیلی بیشتر از این ها پیشرفت میکردین ولی متاسفانه به دلیل لجبازی ها و سر به هوا بودن از آنها غافل شدید و بعد توصیه هایی رو در باب تحصیل فقه،مطالعه،آداب معاشرت و...به فرزندانشون می کنن و اما موضوع اصلی این نامه در مورد سیر و سلوک است. این قسمت از کتاب بسیار زیباست.
((دل آدمی،بزرگتر از این زندگی است.و این راز تنهایی اوست.او چیزی بیشتر از تنوع و عصیان را میخواهد. او محتاج تحرک است و حرکت،با محدودیت سازگار نیست،که محدودیت ها،عامل محرومیت و تنهایی ماست. 
در نامه ی سوم بحث میرود روی رضا و خشنودی در ابتدا استاد معنی این کلمات رو میگن و متضاد این کلمات رو هم بیان میکنن و بعد میرن سراغ اینکه اصلا رضا و خشنودی چیه بعد اینکه این مفاهیم رو تعریف کردن میرن سراغ اینکه خب حالا اصلا چجوری بدست میاد و حتی تحلیلش هم میکنن.
تو نامه ی چهارم نوبت میرسه به«عمل و بحران های عمل» 
این بحث خیلی مهمه و استاد به بیان نکات و حرف های قابل توجه ای میپردازه.
"سعی کن با آنچه یافته ای زندگی کنی و با شکر، باعث زیادی نعمت معرفت خود گردی ؛ چون در حدیث است : « مَن عَمِلَ بِمَا یَعلَمْ ، عَلَّمَهُ اللّهُ ما لم یَکُن یَعلَمْ»؛ کسی که به آنچه آموخته ، عمل کند ، خدا به او ، آنچه را که نمی توانست بیاموزد ، می‌آموزاند."
و نامه ی پنجم که بنظرم غمگین ترین نامه است. اسم این نامه هست نامه ی ناتمام حالا دلیلش رو نمیگم ان شاءالله
که خودتون بخوانید و بفهمید.
در انتهای کتاب هم اشعاری هست از خود استاد علی صفائی حائری که اگه علاقمند به شعر سپید هستید می تونید بخوانید و استفاده ببرید 
                        الحمدلله رب العالمین
     

                          (والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۹ ، ۰۱:۱۷
طیبین

 

 بسم الله الرحمن الرحیم و صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

کتاب مصطفی

بسیار بسیار خوشحال هستم که در شب ولادت حضرت علی اکبر خلاصه ی این ک تاب را برای برادران و دوستان عزیزم مینویسم. شما بهتر از من میدانید که حضرت علی اکبر شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم بوده است و امام حسین )ع( هر وقت دلشان برای رسول الله تنگ میشد به چهره نورانی حضرت علی اکبر نگاه می کردند. امیدوارم بتونیم با الگو قراردادن حضرت  علی اکبر خودمون رو بهتر و بیشتر رشد بدهیم.

               

«زندگی اخرین پیامبر خدا حضرت محمد )ص(،انقدر پر از حوادث و اتفاقات مهم برای انسان هاست،که اگر کسی تاریخ زندگی او را بخواند و مطالعه کند هرچیزی که لازم است یک انسان از تاریخ بفهمد را یادمیگیرد.» من وقتی این کلمات و جملات را در مقدمه این کتاب یافته ام،علاقه ام دوچندان شد که این کتاب را بخوانم.

برادران عزیزم،پر اهمیت بودن و مهم بودن تاریخ دوره زندگی پیامبر به این دلیل است که برامده از قران است. برای همین ما می توانیم برای بهتر فهمیدن رخ داد های این دوره به ق ران رجوع کنیم و این ق ران است که معیار درست بودن یا نادرست  بودن گ فته های مورخان است. حالا می خواهم شما را به روزهای ابتدای ی دعوت اسلام ببرم.

« سوره های ق ران که بر محمد نازل می شود را یاد میگیرند و مثل یک خبر مهم با هم در مورد  ان حرف میزنند. زندگی  انها شبیه یک مدرسه با نشاط و زیباست که در  ان هر روز کلمات قشنگ و خوبی را یاد میگیرند کم کم و در طول چند سال کلمات بیشتری هم یاد گرفتند. مثلا وقتی که تعجب می کنند «سبحان الله» می گویند؛یعنی خدایا دوستت دارم چون شبیه بدی ها و ناتوانی ها نیستی و هیچکس برای من مثل تو نیست. ان ها وقتی گرفتار یا غمگین می شوند «ماشاءلله» می گویند؛یعنی خدایا دوستت دارم و به همین دلیل دلتنگیم با هرچیزی که تو برایم بخواهی،برطرف می شود.  ان ها وقتی خوش حال میشوند یا نعمتی به ان ها میرسد «الحمدلله» می گویند؛یعنی خدایا دوستت دارم و هر کامل شدن و زیبایی مخصوص توست. ان ها وقتی به ارامش میرسند«شکرالله» می گویند؛یعنی خدایا دوستت دارم و به تو وفا دارم. ان ها وقتی زندگی برایشان سخت و تنگ می شود «حسبی الله» می گویند؛یعنی خدایا دوستت دارم چون با وجود تو به چیز دیگری نیاز ندارم.  ان ها وقتی با دستورات خدا رو به رو می شوند « لاحول ولا قوه الا بالله» می گویند؛ یعنی خدایا دوستت دارم چون توان انجام کارها از توست. ان ها وقتی «الله اکبر» می گویند؛ یعنی خدایا دوستت دارم و به خاطر تو از هر وضعیتی به  وضعیت بالاتر پیشروی میکنم و ...»      چه زیباست حتی انسان با شنیدن این کلمات جان تازه ای میگیرد.

  بخش مهمی از زندگی پیامبر اکرم)ص( را غزوه ها و سرّیه ها تشکیل می دهند. غزوه یعنی جنگ های ی که پیامبر در  ان حضور  داشتند و سرّیه جنگ هایی که فرمانده یک فرد دیگر جز پیامبر بوده است.

می خواهم برشی از غزوه خیبر را بنویسم جای ی که باز هم علی )ع( حریف مشرکان پست فطرت بود و چه محشری کرد  مولایمان.« عمرو پسر عبدود، عکرمه پسر ابوجهل، نوفل پسر عبدالله و ضرار پسر خطاب از خندق گذشته اند و حالا پسر عبدود مبارز  می طلبد. قدرت و مهارت او  انقدر زیاد است که کسی از مسلمانان به جز یک نفر جرات مبارزه با اورا ندارد. علی سومین بار است که داوطلب شده است. انتظار محمد این است که دیگران هم پا پیش بگذارند؛اما سر ها پایین است و همه به  اهستگی نفس می کشند. رسول خدا عمامه اش را بر سر علی گذاشت و دعایش کرد و علی روانه میدانی شد که اگر پیروز شود، ضربه سختی به دشمن زده است و اگر شکست بخورد، احتمال در هم شکسته شدن مقاومت مسلمانان زیاد است. عمرو، علی را میشناسد. او برای پدر علی، ابوطالب احترام زیادی قائل است.

  • من با پدر تو رفاقت داشتم؛ نمی خواهم با پسر ابوطالب بجنگم.
  • اما من می خواهم تو را بکشم.

 جمله ی شجاعانه ای بود و جلوی بهانه جوی ی پسر عبدود را گرفت. جمله ی بعدی علی یک با داوری است.

  • تو از حریفانت می خواستی سه درخواست کنند و یکی از سه درخواست را می پذیرفتی.

عمرو که همیشه با همین شگرد روحیه حریفانش را بهم میریخت و  ان ها مبارزه را از پیش باخته میدانستند، ضمن تایید از علی  خواست تا درخواست هایش را بگوید.

  • تو می توانی سه درخواست داشته باشی.
  • درخواست اولم از تو این است که مسلمان شوی، دوم اینکه جبهه جنگ را ترک نمایی و سوم اینکه برای جنگیدن از اسب  خود پایین بیایی.

عمرو دو تای اول را نپذیرفت اما حاضر شد از اسب خود پایین بیاید و هردو پیاده مبارزه کنند. نبرد اغاز شد و پس از مدتی درلابه لای گرد و خاک، صدای تکبیر علی بلند شد. این الله اکبر یعنی علی پیروز میدان شده است. نفرات دیگر فرار را بر قرار ترجیح می دهند. محمد این ضربه علی را با فضیلت تر از عبادات همه موجودات می دانست. او وقتی هم که علی  رو به روی  عمرو ایستاده بود، جمله عجیبی را به زبان  اورد.

  • اکنون همه اسلام در مقابل همه کفر ایستاده است.

در پایان مطالعه این کتاب رو به تمام دوستان و برادران گرامی خودم توصیه میکنم و ان شاءالله که بتونیم با مطالعه یسیره ی پیامبر اکرم )ص( هیچ وقت از دو یادگار گرانبهای ایشان یعنی اهل بیت و قران جدا نشویم.

 با تشکر از  اقای کاظم رجبعلی که با قلم روونشون ما رو بهرمند کردند.

                                                                                                                                    «الحمدالله رب العالمین»  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۹ ، ۰۱:۵۹
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 


کوفه حسین(ع)را می خواند.مسلم از جانب حسین روانه ی کوفه شد تا بیازماید ادعای بزرگ کوفیان را.
کوفه شهر علی(ع)بود.کوفیان طعم بودن با امام را چشیده بودند و همین بود که باعث شد نامه هایشان را سمت امام حسین(ع)روانه کنند.
اگر خداوند بخواهد به کسی عزت بدهد اینگونه میشود سفیر امام همانند مسلم.
خطبه ی شقشقیه خود سندی بود بر نامردی این مردم،مولایمان که معرفی شان کرده بود این اشباح الرجال را.
اینجا دروازه کوفه است.کوفیان به استقبال مسلم ابن عقیل رفتند ولی مگر میشود مسلم در گوشه ذهن خود خاطرات تلخ عمویش علی(ع)را به یاد نداشته باشد و نگران ایمان سست کوفیان نباشد که شاید حسین(ع) را تنها بگذارند
هنوز چندی از ورود مسلم به کوفه نگذشته بود،که ابن مرجانه با البسه سادات در شهر ورود کرد و با زر و زور و تزویر مردم کوفه را فریب داد و این شد که مسلم در کوچه پس کوچه های شهر تنها شد.
و کوفیان دگر بار ثابت کردند که مرد این راه نیند.مسلم از بالای دار العماره بر زمین افتاد و به حیات جاودان رسید.
و این کوفیان بودند که عزت همراهی با حسین (ع) را از دست دادند.

 

پ.ن: قرار شد تا در 10 شب محرم هر شب و بین نماز مغرب و عشا در صحن مسجد الزهرا(س) متنی با توجه با عزت در سوره مبارکه منافقون و شعار ما اَهْوَنَ الموتُ علی سبیل نیل العزِّ و احیاء الحقّ و شهید شاخص آن شب نوشته و قرائت شود ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۴۸
گجله ابن مربی