زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

نویسندگان

۲۲ مطلب با موضوع «سوره نوشت» ثبت شده است

              بسم الله الرّحمن الرّحیم

تکلیف :تصویر سازی ۵ ایه اول سوره نازعات

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا:

۱_در روز تعطیل از بازی کندن و انجام تکالیف هفته بعد.

۲_کسی که هنوز به سن تکلیف نرسیده است اما در ماه رمضان جلوی خود را میگیرد که چیزی نخورد و ننوشد.

۳_دوستمان از ما درخواست وسیله ای میکند که بشدت به ان نیاز دارد و برای ما از دست دادن ان چیز سخت است ولی ان را به دوستمان میدهیم.

 وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا:

۱_فوتبال بازی کردن با دوستانمان.

۲_کمک به انجام کار های دسته در شب های محرم. 

۳_رفتن به خرید عید.

وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا:

۱_وقتی صبح بسیار خواب الودیم و سخت است برایمان که برویم و نماز صبح را بخوانیم ولی پا میشیم. 

۲_پاک کردن برنج.

۳_سوا کردن میوه به هنگام خرید.

فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا:

۱_وقتی از خودمان بگذریم و فکرمان کمک به دیگران باشد از خود سبقت گرفته ایم.

۲_وقتی درس جدیدی میخوانیم و مطلب جدیدی را یاد میگیریم از خود سبقت گرفته ایم. 

۳_وقتی سعی میکنیم اخلاق مان را هر روز بهتر کنیم از خود سبقت گرفته ایم. 

فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا:

۱_وقتی با خواندن قران به این فکر میکنیم که نتایج اعمالمان در ان دنیا چه میشود .

۲_وقتی میخواهیم شغلی انتخاب کنیم و به مزایا و معایب ان فکر میکنیم‌.

۳_وقتی میخواهیم به مسافرت برویم و فکر میکنیم که به چه وسایلی ممکن است نیازمند شویم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۸ ، ۱۸:۵۸
طیبین
بسم رب الشهدا 

تصویر سازی پنج آیه اول

1. و نازعات غرقا

۱. برای کمک کردن به فقرا آدم باید از پولش بکند.

۲. آدم باید برای درس خواندن از بسیاری از تفریحاتش بگذرد.

۳. برای جهاد در راه خدا و رفتن به جبهه ادم باید از خانواده‌اش بکند.

2. و الناشطات نشطا

۱. هنگام اربعین آدم دوست دارد به راهپیمایی برود.

۲. ادم ها دوست دارند با رفقایشان به تفریح سفر بروند.

۳. انسان هنگامی که گشنه است دوست دارد غذا بخورد.

3. والسابحات سبحا

۱. هنگامی که تسبیح می‌گوییم خدا را از هر بدی جدا می کنیم.

۲. هنگامی که درکلاس اسامی خوب ها و بد ها را جدا نویسیم.

۳. وقتی که در امتحان با اینکه فرصتش وجود دارد تقلب نمی‌کنیم.

4. فاالسابقات سبقا

۱. هنگامی که از کلاس درس بیرون می آییم و چیزی یاد گرفتیم از خودمان سبقت گرفتیم.

۲. هنگامی که از دستورات پدر و مادر پیروی می کنیم از خودمان سبقت گرفتیم.

۳. هنگامی که در یک جمع مناعت طبع داشته باشیم از خود سبقت گرفتیم.

5. فالمدبرات امرا

۱. هنگام تدبر در قران به عاقبت این های قرآن توجه کنیم.

۲. قبل از انجام هر کار به نتیجه آن توجه کنیم که این کار خدایی است یا نه.

۳. قبل از رفتن به سفر وضعیت ماشین را چک کنیم.؟

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
 
 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۸ ، ۲۱:۳۹
طیبین

«بسم الله الرحمن الرحیم.»
از دور دست ها غباری بر پاست ، شاید که بر این شهر میهمانی می آید!
پرچم سرخی در دل نسیم رهاست ، یقینا لشگری است و این پرچم باید بدست علمداری باشد.
علمداری که روزی بنا بر وصیت پدر ، حامی و سپاه یک برادر شد.
کودکی بی قرار است ، رقیه را می گویم چرا که بر لشگر ابن زیاد روز به روز افزوده میشد و از لشگر پدرش لحظه به لحظه کاسته میشد.
حبیب از دور محو تماشای ذوالفقار حسن «ع» را می بیند ، به راستی که عمو از او مردی جنگی بار آورده است ، والحق که هنوز با وجود عمویش حسین «ع» طعم یتیمی را نچشیده است.
علی اکبر منتظر فرصتی است تا امام خواهی را در طول تاریخ به اوج برساند.
چشمان ابا عبد الله از همین جا مقتلی می بیند و چشمان زینب از همین دور دست تلی را ، اما در دل هیچیک ترسی نیست ، شاید که این سپاه تعریف آیه ی و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون باشد، چرا که حتی شش ماهه هم در گهواره آرام است . این سپاه برای احیای حق به این خاک پا نهاده ، خاک سرخ کرببلا که امروز سجده گاه میلیون ها شیعه ی علیست.
و اما حبیب ، سپاه امام حسین که برایش نوشته بود از غریب به حبیب. ای آزاده مرد ، ای غیرتمند، جان خود را از ما مضایقه مکن که رسول خدا در قیامت به تو پاداش میدهد.
و چه چیز برای یک انسان ارزشمند تر از آنکه امامش بر او عزت بگذارد و در راه حق و مقابله با استکبار به شهادت برسد.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۴۶
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 


کوفه حسین(ع)را می خواند.مسلم از جانب حسین روانه ی کوفه شد تا بیازماید ادعای بزرگ کوفیان را.
کوفه شهر علی(ع)بود.کوفیان طعم بودن با امام را چشیده بودند و همین بود که باعث شد نامه هایشان را سمت امام حسین(ع)روانه کنند.
اگر خداوند بخواهد به کسی عزت بدهد اینگونه میشود سفیر امام همانند مسلم.
خطبه ی شقشقیه خود سندی بود بر نامردی این مردم،مولایمان که معرفی شان کرده بود این اشباح الرجال را.
اینجا دروازه کوفه است.کوفیان به استقبال مسلم ابن عقیل رفتند ولی مگر میشود مسلم در گوشه ذهن خود خاطرات تلخ عمویش علی(ع)را به یاد نداشته باشد و نگران ایمان سست کوفیان نباشد که شاید حسین(ع) را تنها بگذارند
هنوز چندی از ورود مسلم به کوفه نگذشته بود،که ابن مرجانه با البسه سادات در شهر ورود کرد و با زر و زور و تزویر مردم کوفه را فریب داد و این شد که مسلم در کوچه پس کوچه های شهر تنها شد.
و کوفیان دگر بار ثابت کردند که مرد این راه نیند.مسلم از بالای دار العماره بر زمین افتاد و به حیات جاودان رسید.
و این کوفیان بودند که عزت همراهی با حسین (ع) را از دست دادند.

 

پ.ن: قرار شد تا در 10 شب محرم هر شب و بین نماز مغرب و عشا در صحن مسجد الزهرا(س) متنی با توجه با عزت در سوره مبارکه منافقون و شعار ما اَهْوَنَ الموتُ علی سبیل نیل العزِّ و احیاء الحقّ و شهید شاخص آن شب نوشته و قرائت شود ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۴۸
گجله ابن مربی

                          بسم الله الرحمن الرحیم

تکلیف:به نظر شما پناهگاه سوره ناس چگونه است؟

به نظر من پناهگاه سوره ناس میتواند شبیه وضعیت فردی باشد که کسی در حال تعقیب او به قصد صدمه زدن است و ان فرد به جایی شبیه هزار تو میرسد در ابتدای هزار تو یه دفترچه راهنما است که نشان میدهد چگونه میتوان به مرکز هزار تو رسید. ان فرد با استفاده از دفترچه خود را به مرکز هزار تو نزدیک میکند و هر چه قدر نزدیک تر شود از شر ان کسی که تعقیبش میکرد در امان بیشتری خواهد بود 
ان دفترچه در زندگی ما میتواند قران باشد که ما با کمک ان و اینکه چقدر در وجودمان طهارت است میتوانیم خود را بیشتر به خدا نزدیک کنیم و از شر کسانی که میخواهند به ما اسیب بزنند در امان بیشتری باشیم 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۱۰
طیبین
تکلیف: به نظر شما پناهگاه سوره ناس چه شکلی هست
از نظر من پناهگاه سوره ناس جایی است که چند لایه حجیم و محکم و استوار از یه مکانی در حال مراقبت کردن است 
که هر لایه آن وقتی ب جلو میریم بهتر و استوار تر میشود 
این پناهگاه شبیه زمینه که هر لایه هر دفعه ضخیم تر میشود و وقتی به آخرش میرسیم میبینیم این ها درحال مواظبت از هسته زمین هستند
حال این سنگر (پناهگاه) هم مانند آن است اما بجای هسته آن مردم در آن جای دارند و محافظت کننده آن: رب مردم ،ملک مردم و از همه خفن و محکم تر اله مردم است که درحال مراقبت از خطری هستند که خیلی قوی است و این لایه ها در حال حفاظت از مردمان خود هستند که منحرف نشوند و به سمت این خطر نروند!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۲۰
طیبین

بسم رب الشهدا

پناهگاهی به وسعت عالم

به نظر من پناهگاه سوره ناس میتونه قلعه‌ای نفوذ ناپذیر باشد با وسعتی بسیار زیاد، که نمی توان تصور کرد و این پناهگاه برای همه آدم های  زمین جا دارد.

این پناهگاه نفوذ ناپذیر است اما بعضی از آدم ها به اشتباه و به خاطر طهارت کم دیوار های این قلعه را برای ورود وسواس خناس باز می کند و گاهی اوقات این اتفاق باعث آسیب رسیدن به دیگران می شود.

مثلا کسی که وقتی می خواهی بروی مسجد اجازه نداد و بگوید که یک دست دیگر فوتبال بازی کنیم...

و السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۱۵
طیبین


بسم الله الرحمن الرحیم

پناهگاه مردم که در سوره ناس ذکر شده:پروردگار مردم / فرمانروای مردم / خدای مردم .{{آیه های 1و2و3 سوره ناس}}

اینان همگی ویژگی کیست؟ کسی که انسان را به کمال میرساند / کسی که حکم او بر انسان ها و همه ی موجودات واجب است  / کسی که همه کس و چیز را آفریده است . آیا اینان ویژگی خدای یگانه الله نیست؟؟

چنانکه سوره فلق به ما این یادآوری را کرد که چگونه به خداوند منان از شر خلق و آدمیان پناه بریم، سوره کریمه ناس نیز که با آن، قرآن را ختم می‌کنیم، به ما یاد می‌دهد که چگونه از گمراهی و فرو رفتن در جهالت به خداوند سبحان پناه بریم.که او بهترین پناهگاه برای همه ی مردم است نه  فقط مومنین و مومنات . به خدای یگانه پناه ببریم که بر همه چیز تواناست و به راستی که او برایمان کافی است.

(أَ لَیسَ اللهُ بکافٍ عَبدَهُ          

آیا الله برای بنده اش کافی نیست؟) سوره زمر آیه 36

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۸:۳۳
طیبین

امام باقر ع:حسد ایمان انسان را میخورد واز بین میبرد همان گونه آتش هیزم را


در زمان های قدیم مرد ثروتمندی زندگی می کرد.او غلامی داشت که بسیار به او میرسید واورا تامین میکرد.روزی به او گفت:میخواهم تورا آزاد کنم اما یک خواسته از تو دارم قول می دهی که آن را انجام دهی. غلام گفت: هرچه باشد قبول میکنم.مرد گفت:در خانه ی بقلی مردی زندگی میکند که زمانی رقیب من بوده است واکنون از من جلو زده است.میخواهم سر من را در پشت بام او قطع کنی تا وقتی مردم آن رادیدند بر گردن او بیندازند.غلام حرف اورا قبول کرد وسر او را برید و رفت.چند روز بعد به غلام خبر رسید درپشت بام خانه ی مردی سر بریده ای پیداشده است و اورا به جرم قتل زندانی کرده اند . دل غلام به رحم آمد وروانه شهر شد تا موضوع اصلی را بگوید.در این موقع بود که مرد زندانی به قاضی گفت:من اگر بخواهم کسی را به قتل برسانم اورا در خانه ی خودش یا دیگری به قتل می رساندم نه در خانه ی خودم.قاضی حرف اورا قبول کرد دراین هنگام بود که غلام وارد شد و همه واقعیت را گفت و پولی که مرد حسود به او برای انجام کارش را داده بود را برگرداند. نتیجه میگیریم که مرد حسود به خواسته اش که نرسیده بود که هیچ مال خود را نیز از دست داده بود

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم:آدم حسود برکسی غیظ و غضب دارد که گناهی نکرده است

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۸ ، ۰۰:۲۶
طیبین

               بسم الله الرحمن الرحیم

روز اول مدرسه بود معلم وارد کلاس شد و شروع کرد به معرفی خودش بعد از ان سعی کرد تا با صحبت هایش حس رقابتی میان دانش آموزان ایجاد کند 
میان دانش آموزان کسی بود ک سطح هوشی بالایی داشت اما درس خیلی نمیخواند نامش امین بود.هفته ها ک میگذشت او تحت تاثیر حرف های معلم هر روز درسش بهتر میشد ،او شده بود شاگرد اول کلاس، همه به او غبطه می خوردند 
هر کس میرفت پیش او تا بفهمد چگونه درسش خوب شده است او پاسخ میداد:سعی و تلاش من هر روز درس هارا دوره میکنم و تمرین بسیار زیادی دارم 
دوستم بر خلاف همه فکر میکرد او دروغ میگوید و فقط بخواطر اینکه معلم ها او را دوست دارند به او نمره میدهند.دوستم همیشه به او حسادت میکرد اخر همیشه شاگرد دوم میشد و او شاگرد اول.
دوستم هفته ها بود ک پیش معلم ها میرفت و با انها مخفیانه حرف میزد،هرچقدر سعی می کردم تا بفهمم هدفش چیست جوابی نمیداد و فقط میگفت نقشه ای دارم خودت خواهی فهمید 
چند روز بعد معلم برگه های تصحیح شده امتخان بچه ها را پخش کرد به امین ک رسید اخم های معلم در هم رفت و یکدفعه برگه اورا پاره کرد  همه تعجب کرده بودند چون نمره امین مثل همیشه کامل شده بود اما برخورد معلم برای چه بود سکوت کلاس را فرا گرفته بود ک معلم گفت تو تقلب کرده ای این هم مدرکش همه از این حرف معلم متعجب بودند چون می دانستند امین کسی نیست ک تقلب کند دوستم به من گفت:حالا فهمیدی بالاخره انتقاممو گرفتم کاری کردم معلم به اون شک کنه...من خیلی جا خوردم انتظار همچین کاری را نداشتم 
روز های بعد فهمیدم فقط ان معلم اعتمادش را نسبت امین از دست نداره بلکه همه معلم ها با امین بد رفتاری میکنند رفته رفته امین روحیه اش تضعیف و درسش هر روز بدتر.حالا دوستم شده بود شاگرد اول کلاس اما ..اما باز هم راضی نشده بود انگار یک جای کار میلنگید دوستم به هدفش رسیده بود اما باز هم ناراحت بود همه بچه های کلاس به او بی توجهی میکردند انها فهمیده بودند همه این قضیه ها تقصیر دوستم است.امین چند روزی بود که به مدرسه نمیامد و همه نگرانش بودند 
دوستم از کارش پشیمان شده بود اما نمی دانست چگونه جبران کند ، پیش من امده بود و راه حلی میخواست 
من فکری به ذهنم رسید به دوستم گفتم بیا باهم به خانه امین برویم و ماجرا را برایش تعریف کنیم دوستم شوکه شده بود اما قبول کرد.من و دوستم شرمسار به خانه امین رفتیم و ماجرا را برای او تعریف کردیم من انتظار داشتم امین به شدت عصبانی شود اما او با خوش اخلاقی دوستم را بخشید و گفت اگر تو میخواستی اول شوی کافی بود بیای تا با هم درس بخوانیم و تمرین کنیم دوستم بسیار خجالت زده شده بود 
روز بعد رفت پیش معلمان و قضیه را برای انها تعریف کرد...از اون روز به بعد دوستم با امین باهم بسیار صمیمی شده بودند و با هم درس میخوانند 


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۸ ، ۲۲:۲۹
طیبین