زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

رَبِ‌ إِنِّی‌ لِمَا أَنْزَلْتَ‌ إِلَیَ‌ مِنْ‌ خَیْرٍ فَقِیرٌ

زبر الحدید

زمین بازی بچه های مسجد...

نویسندگان

۳۲ مطلب توسط «گجله ابن مربی» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

 

چقدر زیباست که برادرانی داشته باشی که با دیدنشان اتصال را ببینی،و اتصال بخواهی...

خدا حفظتان کند....

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۹ ، ۰۱:۴۶
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

حمد و ثنا خدایی را که منت بر من نهاد براین حال ، که اگر نبود رحمت خاصه حضرت حق تعالی، چون منی را چه به چنین کارهایی و چنان جاهایی... که این شکر نه از سر منیت است، که خدای ناکرده خود را در برابر هستی و هستی بخش چیزی بدانم و کنون خود را افتخار کنم، که لازم داسنتم قبل از شکایت آوردن به درگاهتان، از قبل سر شکر بر آستان ساییده باشم...

و اما بعد...

بارخدایا، بار ها خطا کرده ام پوشیده ای، بارها کوتهی کرده ام جبران نموده ای، بارها طغیان کرده ام به حدود بازگردانده ای، بارها تقصیر داشته ام و دست گیرم شده ای که هیچ جز شرمندگی در محضرتان برایم نمانده است، و هرکس بی خبر از درونم باشد خود بهتر می دانم که هیچ همراهم لایق پیشکش و به نمایش در آوردن به درگاهتان نیست، نه نماز مقبولی، نه عبودیت مخصوصی و نه عمل خالصی... هر آنچه که داشته ام یا ناخالص بوده و یا به بدی هایم نیستشان کرده ام ...

اما کنون حرف دیگر دارم، آمده ام تا باز از این خوان گسترده ی رحمت فزون تر از حد طلب کنم، که هرچه تا کنون نیز یافته ام، به جود شما بوده نه به برازندگی این دل سیاه؛ افتان و خیزان رسانده ای ام تا چنین جایی که الحمدلله ببینم کسانی را که ثمره فؤاد باشند برایم و بتوانم قیامت خود را بر عمل آنان محکم کنم که اگر به خودم بود که جز تباهی چیزی نمی ماند. کجدار و مریز به آن حد بالا آورده ای ام که شجره ای بعد از خود ببینم که شاخه هایی محکم تر از تنه دارد، که باز هم الحمدلله...

کنون که حرکت عمرم چنین سریع بر ارقام بالاتر نزدیک می شود و من نیز هر روز بیش از دی متوجه بدکاری و خسران ها گذشته ام میشوم آمده ام تا دوباره دست گدایی بر درگاهتان برآورم که یارب، نکند که نظر تو برگردد، نکند که درگاهتان راه را بر بدکاران ببندد، که جز آن ملجأ ندارم، اما به این بسنده نخواهم کرد که خانه ی کریم گدا پرور است و سفره ی شما دائم پهن، یا رب این تنه ی درختی که کرم ها زده است و آفت ها در تار و پودش تنیده را به برکت شاخه های سالمی که در امتداد دارد حفظ بفرما... یارب می دانم که شاخه ها دیگر نیازمند این تنه ی پوک نیستند اما تو خود بهتر میدانی که این سال خورده درخت محتاج اتصال به این شاخه های تازه به ثمر رسیده است... من خوب میدانم برای ماندن در سیر این اتصال نیازمند اصلاح خود هستم و رسم بندگی باید بیاموزم، که خواجه خود آداب بنده پروری داند؛ اما به رسم واگویه کردن اسرار دل با شما خواستم تضرع را به درگاهتان به جا آورم و خاکساری خود را چندباره اعلام نمایم و خواستار ماندن در مسیر باشم...

عجب منجوک پروردگاری.....

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۹ ، ۰۶:۴۹
گجله ابن مربی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۱ آذر ۹۹ ، ۰۰:۴۹
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

رسول الله چه سختی هایی در مسیر رسالت داشت؟

شروع حرکت رسول چطور بود؟

هدف اصلی ایشون چی بود؟

چه آدم هایی تماما درخدمت بودن و چه افردای نه؟

چه چیزی امیرالمومنین رو خانه نشین کرد؟

کدام صفت علی(ع) بارز ترین و شاخص ترین صفت ایشون بوده؟

مسیر امیر المومنین در تکمیل رسالت چه بود؟

آیا اسلام زنها را فقط در خانه میخواهد؟

آیا زن در اسلام عنصر ضعیفی است؟

آیا زنی میتوان یافت که الگوی مردان هم باشد؟

مادرمان زهرا چگونه علی (ع) را یاری میداد؟

چرا امام حسن(ع) با معاویه بیعت کرد؟

چه کسانی در زمان ایشان یاور ایشان بودند؟

آیا امام حسن(ع) به اندازه ی بقیه ی ائمه جنگاور نبودند که به صلح تن دادند؟

صلح امام حسن چه مسیری را بر اسلام باز کرد؟

امام حسین(ع) درحالی که همگان احتمال پیروزی نمیدادند چرا جنگیدند؟

هدف جنگ آیا گرفتن حکومت بود؟

هدف جنگ آیا شهادت بود؟

چرا خانواده را با خود بردند؟

امام سجاد(ع) چرا انقدر به دعا اهمیت میدادند؟

آیا این سخن که امام را اینگونه دید که بیشتر مشغول عبادت بودند تا امور سیاسی درست است؟

امام سجاد چگونه یارانی داشت؟

چرا به هیچکدام از قیام ها به خونخواهی حسین(ع) نپیوستند؟

امام سجاد(ع) امور سیاسی را چگونه پیش میبرده است؟

امام باقر(ع) چرا در برهه ای مدارا و در برهه ای خروشیدند؟

چرا اقدام به جهاد علیه حاکم نکردند؟

امام صادق(ع) چگونه کلی شاگرد جمع کردند؟

آیا وجود تشکیلات سری و مخفی را میتوان برای ائمه اثبات نمود؟

آیا امام صادق (ع) کار سیاسی را رها کرده و به دنبال معرفی احکام رفته بود؟

چرا امام کاظم(ع) به طور واضح به مردم معرفی نشد؟

چرا امام کاظم مدت زیادی در زندان بود؟

آیا امام کاظم که مدت زیادی در زندان بود توانست کار خاصی انجام دهد؟

علت تبعید امام رضا(ع) چه بود

آیا امام رضا(ع) با حاکم بیعت کرد و ولایت عهدی را پذیرفت ؟ چرا؟

نحوه مبارزه ایشان چگونه بود؟

امام جواد (ع) و امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) این مسیر را چگونه ادامه دادند؟

چرا در تواریخ هم علی رغم نزدیکی زمانی به ما به نسبت باقی ائمه از این بزرگواران اطلاعات کمتری در دست است؟

آیا نقش ایه سه امام اندازه ی باقی امامان در مسیر اسلام موثر بوده است؟

 

حضرت حجت.....

 

 

 

اگر دنبال سرنخی برای پاسخ به سوالات بالا هستید، کتاب انسان 250 ساله از بیانات و نوشته های امام خامنه ای(مدظله) از نشر صهبا به چاپ رسیده است که خواندن آن برای هر شیعه ای برای دیدن یکپارچه ی حرکت این امامان قطعا واجب است.

 

 

پ.ن: گاهی اوقات اگر کسی که تعریف کردن خوب نمیداند، شمس را تعریف کند، باعث کم نشان دادن خورشید در ذهن شنونده خواهد شد، شرمنده...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۹ ، ۲۲:۵۶
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

کتاب کار باید تشکیلاتی باشد

بیانات امام خامنه ای(مدظله)

انتشارات شهید کاظمی

146 صفحه

 

 

مطالب کتاب به شدت جذاب و دوس داشتنی بودش، با اینکه قبلا( چند سال قبل) کتاب رو خونده بودم اما وقتی کتاب رو دوباره دست گرفتم، به علت پویایی که مطالب داشت و مقطعی که خودم توش قرار دارم که خیلی از مطالب رو به راحتی میتونستم توی زندگی خودم محل بروزش رو ببینم ، مشتاقانه پیش میرفتم ؛ بیشترین چیزی که توی کتاب آزار دهنده بود ، کم ذوقی مولف بودش که گاهی دیده میشد، مطلبی عینا در سه یا چهار جای کتاب تکرار شده بود، از انتشارات شهید کاظمی با آوازه و سابقه ای که داره قطعا بیشتر از این انتظار میره( کتاب مشابهی در حوزه بیانات رهبر برای معلمین رو هم از همین ناشر دیدم که وقت و ذوق کافی برای تالیف گذاشته نشده بود....)

 

کتاب رو به نظرم باید هرکسی که از مقطع کنکور گذر کرده و داره وارد فضای دانشگاهی میشه بلافاصله مطالعه کنه تا هم با این جمله طوفانی امام خامنه ای مواجه بشه :(( در جمهوری اسلامی، هرجا که هستید همان جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است. )) برای کسی که کمی دغدغه ی کار کردن داره و  احتمالا بعد از دوران مدرسه اولا آزادی هم وقتی و هم جغرافیایی و هم ارتباطی و ... پیدا میکنه و باید بین انواع و اقسام دعوت ها انتخاب بکنه کتاب به شدت فیلتر خوبی بین دعوت های پیرامونی برای گزینش مجموعه مناسب برای فعالیت هستش.

 

کتاب برای افرادی هم که توی یک مجموعه هستن یا اینکه میخوان یک مجموعه راه بندازن، کلی نکته ی به درد بخور داره، در کل هرکی میخواد توی جمهوری اسلامی کار کنه، چون کار باید تشکیلاتی باشد! باید این کتاب رو بخونه و نکته برداری از داشته باشه.

 

در تکمیل مطالب کتاب جزوه ی "کار تشکیلاتی" شهید بهشتی هم فوق العاده است.

 

پ.ن : هرجا در متن کلمه ای کتاب ببیان شد، منظور بینات معظم له بود وگر نه خود تالیف کتاب حاضر( چاپ هجدهم سال 1398 ) واقعا نزدیک به افتضاح بود....

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۹ ، ۰۶:۴۳
گجله ابن مربی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۱ آبان ۹۹ ، ۱۷:۱۵
گجله ابن مربی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ مهر ۹۹ ، ۱۰:۰۱
گجله ابن مربی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۱ مهر ۹۹ ، ۰۴:۳۴
گجله ابن مربی

بسم الله قاصم الجبارین

روزی روزگاری در کشور کوچکی فرمانروایی بود که نسبتا فرمانروای خوبی بود ،شبی خوابی دید، که در آن خواب به قصر حمله شده و میخواهند فرمانروا را بکشند،او بعد از بیدار شدن میفهمد که آن افراد بشدت  فقیر و یا  ثروتمند ان شهربودند!! او به دو تن از بهترین یارهایش دستور میدهد فقیران و ثروت مندان آن شهر را بکشند.یکی از آن دو به سمت فقیران میرود و آن یکی به سمت ثروت مندان میرود.کشتن فقیران سخت بود چونکه آنان بی گناه بودند ولی کشتن ثروت مندان آسان بود چون آنان مردم را به شدت آزار داده بودند.هر دو آنان سخت در تلاش بودن تا کار خود را به درست ترین روش انجام دهند. آن دو فرد روزبعد به دو عالم رسیدن که یکی ثروتمند و آن یکی فقیر بود ان دو فرد عالم به افراد شاه گفتند که روزی میاید که همه چیز از بین میرود و آنان که باید از بین بروند از بین میروند و در ان روز خوب از بد جدا خواهد شد.در آن روز همه ما انسان ها هراسان و ترسان هستیم .ان دو عالم میگویند که بترسید از روزی که میمیرید و عذاب بر شما نازل میشود . و بترسید از قیامت که شما از قبر هایتان بیرون میاید .سربازان میگویند مگر میشود که ما از قبر بیرون اییم وقتی حتی استخوان هایمان برایمان باقی نمانده است.عالم ها ادامه میدهند در ان روز انقدر وضع بیرون از قبر خراب است که شما حتی با وجود عذاب حاضرید که در قبر بمانید و بیرون نروید.همه آن اتفاقات در یک چشم به هم زدن اتفاق میافتد زودتر از ان چه شما فکر میکنید.صدای مهیبی میاید و ..... فقط همین ......  عالمان میگویند:(ایا شما داستان حضرت موسی(ع) را میدانید).سربازان جواب میدهند خیر نمیدانیم عالمان میگویند(حضرت موسی(ع) وقتی داشت با خدای خود در سرزمین مقدس طوی صحبت میکرد،خداوند دستور داد تا به پیش فرعون برود.)

چون که فرعون طغیان کرده بود.وقتی حضرت موسی(ع)به فرعون رسید به او گفت:(میخواهی کاری کنم که تو به تزکیه برسی و بتوانی خوب را از بد تشخیص دهی) آیه کبری به او نشان داده شد. ولی فرعون تذکیب کرد و مردم را جمع کرد و گفت:(پروردگار شما من هستم)

 خداوند میگوید:(خلق شما سخت تر بود یا خلق آسمان ،تیره ساختن شب و یا  روشنا کردن صبح سخت تر بود یا گسترده کردن زمین ،خارج کردن آب و سرسبزی و یا استوار کردن کوه ها؟ همه این ها برای شما و چهارپایان برپا شده است)آن دو سرباز به شدت ترسیده بودن، ترسی از خدایشان.عالمان ادامه دادن،بلاخره میآید ان روزی که تذکر میدهند به انان که مقصد نداشتند.جهنم برای انانی که قابلیت دیدن داشته باشند به نمایش در میاید.مردم به دو دسته تقسیم شده اند یک گروه آنان که زندگی زود گذر را انتخاب کرده اند و دل به دنیای فانی گذاشته اند که محل مطمئنی نیست.ولی گروه بعدی که قدرت خداوند را میدانند، و میترسند از جایگاه خداوند .نفسشان را از هوا و هوس نهی میکنند.انان اخرت را انتخاب کرده اند و دل به این دنیا نبسته اند و زندگی در آخرت را انتخاب کرده اند.آنانی که طغیان کاران در جهنم هستند(این گروه دل به دنیای فانی بسته) آنان که در راه خدا بودن به بهشت میروند.(این گروه دل در گروه آخرت داشتند)

آن دو سرباز گفتن:( کی میاید آن روز) در جواب عالمان گفت :(ان روز می اید مثل همین که تمام دوران ها مثل یک نصفه روز گذشته و در ادامه نیز خواهد گذشت)سربازان از پیش عالمان رفتند و در پیش گاه خداوند توبه کردن وخواستار بخشش گناهانشان شدن.

انشالله این سوره در زندگی ما تاثیر زیادی بگذارد.

یا علی(ع)      

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۱۱
گجله ابن مربی

بسم الله الرحمن الرحیم

در سرزمینی که مردم آن دچار دو گروهی شده بودند. در گروهی اعتقاد به قیامت و حوادثی که در زمان حضرت موسی و اتفاق فرعون وجود نداشت و در گروهی دیگر اعتقاد در این موارد وجود داشت و به آن خیلی اهمیت داده میشد.

دو فرد که یکی از گروه اول و دومی در گروه در گروه دوم بود. پسر مسلمان بود و اعتقاد به قیامت داشت و خیلی سعی میکرد که رفیق خود را به این مساعل متقاعد کند. روزی این دو در حال برگشت به منزل بودند که بحث این مسعله باز شد . پسر اول که فوآد نام داشت در راه سوالی از دوست خود پرسید و میگفت:{ من دیروز به صورت اتفاقی چشمم به سوره نازعات خورد،چرا باید در یک سوره  اشاره به جان گرفتن سریع و محکم از کافران باشد؟} دوست خود که علی نام داشت در جواب وی گفت:{ چون آن عده از کافران نه به حدیث حضرت موسی و عذاب فرعون اعتقاد داشتند نه به قیامت و خلقت دوباره انسان!} فوآد در حین تعجب با حالت تمسخر آمیزی پرسید :{ خلقت دوباره انسان؟! مگر میشود انسان بعد مرگ که هفت کفن هم گزرانده و تبدیل به خاک شده چجوری دوباره زنده میشود؟ اصلا مگر قیامت وجود دارد؟ اصلا تو میدانی که این قیامت کی فرا میرسد؟ اصلا به من بگو فرعون به آن بزرگس چطور ممکن است عذاب شود؟!} علی پس از فکر به او گفت:{ در خود سوره هم هست! یعنی خلقت دوباره انسان از خلقت این آسمان و زمین سخت تر است؟ پس این را بدان که خلقت دوباره ما از آن چیزی که فکر میکنی برای خدا ساده تر هست! و اینو بدان قیامت مثل مرگ تو حتمی هست! تو نمیدانی مرگت کی فرا میرسد ولی میدونی یک روز میمیری و مرگت هم دست خداست و همینطور قیامت هم تو نمیدانی دست خداست! درباره عذاب فرعون هم همانگونه که در دادگاه هرچقدر هم آدم قدرتدار باشی در مجازاتت یک جور عذاب میشوی فرعون هم در قبال گستاخی بزرگش عذاب میشود! اگر هم به قیامت ایمان نیاری یک روز چه بخواهی و چ نخواهی آن را به چشم خود میبینی مثل همان روزی که فرشتگان جان کافران را به سختی میکنند!}

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۰۸
گجله ابن مربی